أسيرانى كه ميگرفتند بعد از ريختن خون مشركين و غليظ نمودن زمين بوده است .
در اين صورت براى اين پيغمبر أهمّيّتى ندارد كه أسير كردن أبو سفيان و أصحابش كه با قافله شان به مكّه گريختهاند از دستش برود .
أمّا شما ( تُرِيدُونَ ) ميخواهيد ، - در وقتى كه دوست داشتيد قافله را أخذ كنيد و صاحبانش را أسير گردانيد -
( عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ )
اين متاع عارضى و موقّتىِ پست دنياى دون نصيب شما شود ؛ و خداوند آخرت را براى شما ميخواهد كه لشكريان قريش را كه داراى شوكت و تجهيزاتند از بين ببرد و مستأصل گرداند ؛ و دشمنان دين را ريشه كن سازد ؛
( وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ )
و خداوند داراى مقام عزّت و حكمت است . عزّت و حكمت خدا اقتضاء دارد كه در آن روز دشمن را از بيخ و بن براندازند و آتش فروزانش را خاموش سازند .
سپس در مقام سرزنش و تعييب مسلمين ميگويد :
( لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ )
اگر از خداوند قرارى و حكمى در سابق نگذشته بود كه شما را از أخذ قافله و عِير منع كند ، و از إسارت صاحبانش باز دارد ، هر آينه شما آنقوم را أسير مىنموديد ؛ و قافله شان را تصرّف مىكرديد ؛ و اگر چنين كارى مىكرديد
( لَمَسَّكُمْ فِيما أَخَذْتُمْ )
تحقيقاً در برابر آنچه را كه مأخوذ داشته بوديد ، قبل از آنكه زمين را از خونشان غليظ و سيراب كنيد ، شما را فرا ميگرفت و مسّ مينمود و مىرسيد
( عَذابٌ عَظِيمٌ )
عذاب عظيمى .
در اينجا آية الله عاملىّ ميفرمايد : اينست معنى آيه كريمه ، و صحيح نيست بر غير اين معنى حمل كنيم . من اين آيه و تفسيرش را در « الفصول المهمّة » فصل هشتم آوردهام ؛ و بخاطر ندارم كه كسى بر اين تفسير بر من سبقت جسته باشد « 1 » .
هامش
( 1 ) « النّص و الاجتهاد » طبع دوّم ، خلاصهء گفتار از ص 239 تا ص 245 مورد 47 ، و 48 از مواردى كه اجتهاد در مقابل نصّ شده است .