تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
بندگانش . «
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى . »
علاوه بر اينها ، نفس رسول أكرم تا جائى كه راه مىيافت در صدد رسانيدن رحمت و خير به بشر بوده است . أَمّا رأى عمر اين بود كه : بايد أسيران همگى كشته شوند جَزَاءً به تكذيبى كه كرده‌اند ؛ و آزارى كه به پيامبر رسانيده‌اند ؛ و اهتمامى كه در كشتن رسول خدا داشته أمّا توفيق نيافته‌اند ؛ و پيامبر را إخراج نموده و سپس با او مقاتله كرده‌اند . عُمَر در اين رأى بسيار حسّاسيّت بخرج ميداد و شديد الأنَفَه « 1 » بود كه مشركين را بايد با دست أرحامشان كشت ؛ و ريشه و بُن آنها را برآورد ؛ تا جائى كه يك تن از آنها بجاى نماند . أمّا رسول خدا صلَّى الله عليه و آله كسى بود كه در او كلمهء إلهيّه كه در محكم قرآن عظيم حكايت شده است متمثّل بود ، و آن كلمه اينست كه ميگفت :
إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
« 2 » « من پيروى نمىكنم مگر از آنچه به من وحى شده است ، من اگر عصيان پروردگارم را بكنم از عذاب روزى بزرگ وحشت و ترس دارم . » رسول خدا صلّى الله عليه و آله همه را آزاد ساخت و از روى عفو و كرامت راهشان را باز نمود پس از آنكه از آنان فديه گرفت . أمّا جاهلانِ بمقام عصمت و حكمت او ، پس از آن :
لا يَقُومُونَ إِلَّا كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ
. « از جاى خود بر نخاستند مگر مانند برخاستن شخص شيطان زده . »
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا
. « بعلّت آنكه گفتند » : رسول خدا صلّى الله عليه و آله در اين رحمت و شفقتى كه بر آنها آورد و از ايشان فدا
هامش
( 1 ) عبارت « النّصّ و الاجتهاد » چنين است : وَ كَانَ عُمَرُ قَوِىَّ الْعَزِيمَةِ ؛ شَدِيْدَ الشَّكِيمَةِ فِى اسْتِئْصَالِهِمْ قَتْلا . . . ( 2 ) ذيل آيه 15 ، از سورهء 10 : يونس