تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
جائى كه به نماز منتهى شود ؛ أمّا وقتى ببيند نماز در خارج هست ديگر اين أمر براى او قابل إجراء نيست . يعنى نمازِ ظاهرى آن مرد از أمر پيغمبر در نزد او ارزشمندتر است . در حالتى كه نفس اين نماز بدستور پيغمبر است . پيغمبر كه به أبو بكر مىگويد : برو او را بكش ؛ يعنى من مىگويم او را بكش ، من مىگويم : آن نماز ديگر ارزش ندارد ؛ تو مرا و حكم مرا و حكم خدا را رها كرده ، به نماز ظاهرى او توجّه مىنمائى ؟ ! و همين عمل را هم عُمر انجام داد . هم أبو بكر و هم عُمر ، ايشان به اين امور ظاهرى چنگ زده و استمساك كرده ، و حقيقت و خود رسول الله را كنار گذاشته بودند . كما اينكه در تمام مَهالكى كه مىبينيم در زمان رسول خدا تا هنگام رحلت بوقوع پيوست ، عمر از خود إظهار سليقه نموده كلام رسول خدا را نفى مىنمود . و در آن واقعهء آخرِ عُمرِ آن حضرت كه رسول خدا فرمود : كاغذ و قلم بياوريد تا براى شما چيزى بنويسم كه گمراه نشويد ، عمر إظهار عقيده كرده و گفت : حَسْبُنَا كِتَابُ اللَهِ . كتاب خدا بر ما كافى است . و اين بدعتِ شوم ، نه تنها موجب بدبختى و انحراف گذشتگان گرديد ، بلكه همچنان دامنگير أعقاب آنها بوده و خواهد بود . تشيّع ، از زمان فلان گروه ، يا فلان پادشاه ، يا حتى از زمان رحلت پيغمبر بوجود نيامد ؛ بلكه در زمان خود رسول الله بود . تشيّع يعنى عمل به نصّ و رفض آرا شخصيّه و رفض اجتهاد در مقابل نصّ . و در مقابل شيعه گروهى ديگر وجود داشت كه در مقابل أمر رسول خدا اجتهاد و إظهار عقيده مىكردند ؛ اين اجتهاد در مقابل نصّ است . و اين دو طَيْف ، در زمان رسول خدا و پس از آن ، همچنان در مقابل هم قرار داشتند . خلفاء و سلاطين هم بواسطهء ضدّيّتِ با شيعه ، گروه مخالف را تقويت و تأييد نموده و شيعه را در أقلِّيَّت انداختند ؛ و به أنواع بلايا ، از قتل و تبعيد و إسارت و حبس و تعذيب و غارت و هتك ناموس و غيره ، آنها را مُستَأصَل نمودند ؛ و