تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
بَكْرٍ بِثَلاثٍ وَ عِشْرِينَ خِصْلَةً : نَشَدْتُكُمْ بِاللَهِ ! هَلْ عَلِمْتُمْ أَنَّ عَآئِشَةَ قَالَتْ لرَسُولِ اللهِ : إنَّ إبْرَاهِيمَ لَيْسَ مِنْكَ وَ إنَّهُ مِنْ فُلانٍ الْقِبْطِىِّ ؛ فَقَالَ : يَا عَلِىُّ فَاذْهَبْ فَاقْتُلْهُ ! فَقُلْتُ : يَا رَسُولَ اللَهِ ، إذَا بَعَثْتَنِى أَكُونُ كَالْمِسْمَارِ الْمُحْمَى فِى الْوَبَرِ لِمَا أَمَرْتَنِى ؟ ! ابن بابويه از حضرت صادق عليه السّلام اينطور روايت مىكند كه : أمير المؤمنين عليه السّلام در احتجاجاتى كه بر أبو بكر كردند ؛ و بيست و سه خصلت از خصال خود را بيان كردند ، آخرين احتجاج اين بود كه فرمودند : شما را به خدا سوگند مىدهم ( شما در حضور پروردگار با سوگند من مواجه هستيد ) آيا دانستيد كه : عائشه به رسول خدا صلّى الله عليه و آله گفت : إبراهيم از تو نيست ؛ و از فلان مرد قِبطىّ است ؟ ! و رسول خدا گفت : اى علىّ برو و او را بكش ؟ ! من عرض كردم : يا رسول الله من در اين مأموريّت مثل مسمار مُحمَى در وَبَر باشم ؟ ! در برابر اين مأموريّت مثل ميخ داغ شده‌اى باشم كه در كُرك فرو مىرود ؟ ! و معنىِ اين روايت با همان روايت سابقى كه بيان شد ، هيچ تفاوت ندارد . در روايتى كه از « حِليَةُ الَاوليآء » بيان كرديم مىگويد : أَكُونُ فِى أَمْرِكَ إذَا أَرْسَلْتَنِى كَالسَّبَكَةِ الْمُحْمَاةِ ؟ ! مثل سَبَكة مُحْمَاة باشم ؟ بنده در لغت ، معنائى براى سَبَكَه نديدم ؛ أمّا سَبيكَه هست . سَبيكَه يك قطعه‌اى از فضّه يا طلا يا فلزّ ديگرى است كه ذوب كرده و داخِل قالب ميريزند تا به صورت شمش يا شكل ديگرى در آيد ؛ و جمع آن سبائك مىشود . سَبائكِ طلا و نقره ، يعنى شمشهائى كه از طلا يا نقره يا فلزّ ديگرى ذوب كرده و ريخته‌اند ، و اين هم معنى خوبى است . كَالسَّبَكَةِ الْمُحْمَاةِ ، يعنى مثل اين شمشهائى كه داغ مىكنند و مىريزند و به اين صورت در مىآيد ؛ و اين هر جا كه برسد ، بخصوص اگر در پشم يا كُرك برسد مىسوزاند و از بين مىبرد ؛ آيا من اينطور عمل كنم ؟ !