حال ببينيم اين أمر ، چه بوده و حقيقتش چيست ؟ چون عرض شد : أوامر ولائى رسول خدا از آن سه طريقى كه بيان شد بيرون نيست .
اينك ببينيم أمر پيغمبر به أمير المؤمنين از چه قسمى بوده است ؟
أمر رسول خدا به كشتن مابور ، نظير أمر امتحانى بوده است
مُقَوقِس كه حاكم اسكندريّه بود ، دو كنيز به عنوان تحفه و هديّه براى پيغمبر فرستاد . يكى اسمش ماريه بود و ديگرى نسرين . و اين دو با هم خواهر بودند ، و قبطّى ( مصرىّ ) . مقوقس اينان را همراه با شخص أمينى بنام مابور كه او هم قبطّى بود بسوى پيامبر فرستاد . و در روايات وارد است كه : مابور خَصِىّ بود . خصىّ يعنى كسى كه بَيضتَين او را كوفته باشند تا اينكه از مردى بيفتد .
اين كار سابقاً بسيار رواج داشت ؛ مخصوصاً در خانوادههاى سلطنتى و پادشاهان ، مردانى كه با زنها رفت و آمد داشتند و بايستى داخل حرمسرا به جهت خدمت و يا سائر كارهاى لازم بروند ، براى اينكه كاملًا اطمينان داشته باشند كه خيانتى از آنها صادر نشود ، آنها را خواجه مىكردند . يعنى بيضتين آنها را مىكوفتند . مانند گوسفندى كه آن را أخته مىكنند . بنابراين آنها از مردى مىافتادند .
مُقَوقِس ، مابور را كه طبق بعضى از روايات از أقوام ماريه و نسرين بود ، و بنا بر بعضى از روايات از أهالى روم بود ، به عنوان كمك و خدمت و همراهى و پاسدارى ، و أمانتى كه بدين جهت ملاحظه كرده بود ، با آنها بسوى پيغمبر روانه كرد .
البتّه اينها تنها نبودند ؛ بلكه يكى از أصحاب پيغمبر كه براى مأموريّت به
هامش
و در « مجمع البحرين » ج 1 ، ص 392 آمده است : مارِيَة ، بالتّحتانيّة الخفيفة القبطيّة : جارية رسول الله صلّى الله عليه و ءَاله و سلّم - امّ إبراهيم ابن النّبىّ صلّى الله عليه و ءَاله و سلّم . در كتب لغت هم ، مارِيَه ، به تخفيف ياء آوردهاند و گفتهاند : اسم زنى است كه در ضرب المثل آمده ؛ كه دختر أرقم بن ثعلبه بوده ؛ و هم به تشديد ياء بمعنى : « القطاة الملسآء » . و امرأة ماريّه : بيضآء برّاقه