تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
أعُوذُ بِاللَهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ صَلَّى اللَهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ ءَالِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ وَ لَعْنَةُ اللَهِ عَلَى أعْدَآئِهِم أجْمَعِينَ مِنَ الآنَ إلَى قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إلَّا بِاللَهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ
فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا
« 1 » « پس چون زيد حاجت خود را از زوجهء خود گرفت و با او استمتاع و دخول كرد ، ما زينب را به زَنيّت و زوجيّت تو در آورديم ، به جهت آنكه هيچگاه ديگر براى مؤمنان ، سختى و حَرَجى در نكاح كردنِ زنهاى پسر خوانده‌هاى آنان نباشد ، در وقتى كه آن پسر خوانده‌ها حاجت خود را از آن زنان ، به استمتاع و دخول گرفته ، و آميزش كرده باشند . و البتّه أمر خداوند ، شدنى است . » در اينجا قضا وَطَر ( كه عرض شد يعنى استمتاع و دخول ) در دو جا آورده شده است :
فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً
، و همچنين در ذيل آن :
فِي أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً
. براى آنكه بفهماند همخوابگى و آميزش ، نكاحِ زنِ پسر خوانده را باطل نمىكند و إشكالى در نكاحِ او نيست . زنِ پسر خوانده ، زنِ پسر نيست ؛ خواه با او دخول شده باشد ، خواه نشده باشد ؛ و اين حكم منحصر به صورت عدم آميزش نمىباشد .
هامش
( 1 ) ذيل آيه 37 ، از سورهء 33 : الاحزاب