وقتى شخصى مريض شد و آب هم براى او ضرر دارد ، اين شخص ، واجد المآء نيست . و در قرآن مجيد داريم :
فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً
« 1 » و حضرت مىخواهند بفهمانند كه اين عدم وجدانِ ماء ، تنها عدم وجدان خارجى نيست كه آب در خارج پيدا نكنيد ؛ بلكه مقصود از عدم الوجدان ، عدم التمكّن است . اگر شما متمكّن از آب نبوديد ، أعمّ از اينكه آب در خارج نباشد ، يا بواسطهء جهات مرض و أمثال آن متمكّن نباشيد ، شما واجد الماء نيستيد . و وقتى واجد الماء نيستيد ، وظيفه تيمّم است .
شما بايستى اين بيچاره را تيمّم مىداديد ؛ برداشتيد خودسرانه غسلش داديد و او را كشتيد . قَتَلُوهُ قَاتَلَهُمُ اللَهُ .
حضرت مىفرمايد : اصولًا بر عهدهء ما تعليم اصول است . بر عهدهء ماست كه اصول و أحكام كلّى را براى شما بيان كنيم و بر شماست كه تفريع فروع كنيد !
أصحابى كه از شاگردان آن حضرت بودند ، در فنّ تفريعِ فروع ، مجتهد مىشدند ؛ و خودشان تفريع فروع مىكردند ، و به آيات قرآن استدلال مىنمودند . و اين ، منهج حضرت صادق و حضرت باقر و سائر أئمّه عليهم السّلام بود .
بنابراين ، باب اجتهاد در زمان خود أئمّه عليهم السّلام مفتوح بوده است . و در هر شهرى مجتهدينى بودند ، بزرگانى بودند از مؤمنين و از شيعيان و أهل وثوق و عدالت ، كه مرجع مردم بودند و آنها به عنوان نمايندگى از طرف إمام معصوم در شهرها به فتوى و به حكومت مشغول بودند .
حال كه مسأله از اين قرار است ، چگونه مىتوان گفت كه قضاء و حكومت به نبىّ يا وصىّ نبىّ انحصار دارد ! ؟
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 43 ، از سورهء 4 : النّسآء ؛ و آيه 6 ، از سورهء 5 : المآئدة . « پس اگر آب نيافتيد ، تيمّم كنيد از خاك پاك يا زمين پاك . »