بودند ( مَرارَه ، زَهْرهء گوسفند و گاو و أمثال آنها را گويند ) . به خدمت حضرت إمام صادق عليه السّلام آمد و سؤال نمود كه من مىخواهم وضو بگيرم ؛ در موقع وضو چگونه مسح كنم ؟ حضرت فرمودند : يُعْرَفُ هَذَا وَ أَشْبَاهُهُ مِنْ كِتَابِ اللَهِ ؛ مَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ ؛ امْسَحْ عَلَى الْمَرَارَةِ ! « اين حكم و أمثال آن از كتاب خدا معلوم مىشود . ( خداوند در قرآن فرموده است : ) خداوند براى شما در دين ، حَرَج و گرفتگى و سختى قرار نداده است . روى همين مرارَه مسح كن ! » لزومى ندارد مَرارَه را برداشته و روى پاى خو را مسح كنى !
بدين طريق ، حضرت دستور جبيره به او دادند . جبيره معنيش همين است . حضرت در مقام تعليم اين مطلبند كه : قرآن ابتداءً وضوء را بر شما واجب كرده :
فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ
« 1 » بايستى پاهايتان را تا كعبين مسح كنيد . پس أصل آيه وجوب وضوء را ضميمهء آيه :
ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ
« 2 » فرمودند ؛ بدين صورت كه اگر مَرارَه يا جبيره برداشته شود ، و مسح روى پا انجام پذيرد موجب حَرَج خواهد بود ؛ پس أصل وضو ثابت ، و حرجِيَّتَش برداشته شده است ، نتيجه چه خواهد بود ؟ امْسَحْ عَلَى الْمَرَارَةِ .
يا دربارهء آن كسى كه مريض بود ، و در حال مرض كه بسترى بود جُنُب شد ، نزديكانش او را غسل دادند ، و در أثر اين عمل مُرد . فَكُزَّ فَمَاتَ « مبتلا به كُزاز شد و مُرد . »
وقتى حضرت شنيدند بسيار ناراحت شده فرمودند : قَتَلُوهُ ! قَاتَلَهُمُ اللَهُ ، أَلَا يَمَّمُوهُ ؟ أَلَا سَأَلُوا ؟ « خدا بكشد آنها را ! كشتند اين بيچاره را . آخر چرا تيمّمش ندادند ؟ چرا از اين مسأله سؤال نكردند ؟ »
أَلَا يَمَّمُوهُ ، يعنى چه ؟ يعنى خودشان بايد وظيفهء خود را بدانند كه .
هامش
( 1 ) : قسمتى از آيه 6 ، از سورهء 5 : المآئدة
( 2 ) قسمتى از آيه 78 ، از سورهء 22 : الحجّ