تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
( شريح سابقهء طويلى دارد ؛ أصلًا ايرانى بود و ساكن يَمن ، و از همان ايرانىهائى بود كه انوشيروان در حدود دوازده هزار نفر به يمن فرستاد كه با أهالى آنجا كمك كردند ، و مهاجرينى كه از آفريقا آمده و آن ولايت را گرفته بودند ، همه را بيرون نمودند . و اين كه تعدادى زياد از ايرانيان در يمن ساكن بودند ، از همانها مىباشند . و از جملهء آنانند : باذان ( پادشاه يمن ) و فرستادگان او : بابويه و خرخُسْره ، كه خدمت پيغمبر رسيدند و جواب نامهء خسرو پرويز را در وقتى كه نامهء پيغمبر را پاره كرد آوردند ؛ و اينها ايرانى بودند ؛ اين شريح هم از آن جمله است ، كه عمر در زمان خلافتش او را به قضاوت كوفه منصوب كرد ؛ او در طول خلافت عثمان هم متصدّى قضاء بود ، و در زمان أمير المؤمنين عليه السّلام هم به همين شغل باقى بود . و سابقهء طولانى پيدا كرد و بسيار متمكّن شد و بسيار پير و فرتوت گشت ؛ و گويا بيش از صد سال هم عمر كرد تا از دنيا رفت . در زمان أمير المؤمنين عليه السّلام ، حضرت از قضاوت او خيلى راضى نبودند ، زيرا بعضى أوقات در قضاوتهايش خلافهائى از او ديده مىشد . لذا حضرت او را عزل كردند ، و بر أثر اين عمل ، سر و صدا و غوغاى مردم بلند شد كه : علىّ ، اين قاضىِ سابقه دار ما را كه در حدود بيست سال از زمان عمر و عثمان تا كنون در اينجا قضاوت مىكرده ، عزل نموده است ! حضرت ناچار ، دو مرتبه او را منصوب نمودند . ) و حضرت در اينجا إشاره مىكنند كه : متوجّه مقام و منزلت خود باش كه اين به اندازه‌اى دقيق است كه اين مجلس ، مجلس نبىّ ، يا وصىّ نبىّ ، يا شقىّ است . و اگر تجاوز كنى ، حتماً تو شقىّ خواهى بود . و أتمّ و أكمل رواياتى كه دربارهء ولايت إمام عليه السّلام آمده است همان روايتى است كه كلينى از أبى محمّدٍ القاسم بن العلآء ، مرفوعاً از عبد العزيز بن مسلم از حضرت رضا عليه السّلام روايت مىكند . و آن روايت بسيار مفصّل