است . عزيز بن مسلم ، در مَروْ به خدمت حضرت مىرسد و مىگويد : من در مسجد بودم و ديدم كه مردم دربارهء إمامت و حكومت و اين گونه مسائل گفتگو مىنمودند و حضرت جواب مفصّلى به او مىدهند .
اين روايت بتمامه در « كافى » نقل شده و داراى مضامين بسيار عالى است كه أصلًا ولايت ، شأن إمام است ، از خواصّ إمام است ، ريخته شده است براى إمام .
از جملهء مطالبى كه حضرت در اين روايت بيان مىفرمايد ، اين است كه : إنَّ الإمَامَةَ أَجَلُّ قَدْرًا وَ أَعْظَمُ شأْنًا وَ أَعْلَى مَكَانًا وَ أَمْنَعُ جَانِبًا وَ أَبْعَدُ غَوْرًا مِنْ أَنْ يَبْلُغَهَا النَّاسُ بِعُقُولِهِمْ أَوْ يَنَالُوهَا بِارَآئِهِمْ أَوْ يُقِيمُوا إمَامًا بِاخْتِيَارِهِم « 1 » .
إمامت ، قدر و منزلتش بزرگتر و جليل تر ، شأنش عظيم تر ، مكانش بالاتر و رفيع تر ، جانبش ( يعنى أطراف و أكنافش ) منيعتر و محفوظ و مصون تر ، و رسيدن به كنهش مشكلتر است از اينكه مردم بتوانند با عقول خود به آن برسند ؛ با إدراكات خودشان به حقيقت إمامت برسند ، و با آراء خود به فهم آن نائل آيند . يا اينكه إمامى را به اختيار و انتخاب خود برگزينند ! »
زيرا آنكسى را كه مردم اختيار مىكنند ، طبق إدراكات و درايت خود آنهاست ؛ و ليكن مقام إمام جائى است كه فكر كسى به او دسترسى نداشته و نمىرسد . چگونه إنسان به اختيار خود كسى را به إمامت نصب كند ! پس إمامت انتخابى نيست ، و انتصابى مىباشد ، و از طرف پروردگار و رسول خدا معيّن مىشود . و بايد مردم طبق آيات مباركات قرآن از إمام معصوم تبعيّت كنند .
اينها رواياتى بود كه در مورد ولايت إمام بيان شد . و إن شآء الله از اين پس بايد در بحث ولايت فقيهوارد شده و ببينيم از چه طريقى مىتوان آن را إثبات نمود .
اللَهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحمَّدٍ وَ ءَالِ مُحَمَّد
هامش
( 1 ) « اصول كافى » ج 1 ، ص 198 ، باب نادر جامع فى فضل الإمام و صفاته ، حديث 1