تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
شما چرا پس از رحلت مرحوم انصارى قدَّس الله نفسَه منتظر افادات و افاضات وى مىباشيد ؟ ! مگر از زمان هبوط حضرت آدم على نبيّنا و آله و عليه الصّلاة و السّلام هيچ روحى بهتر و قوىتر و مجرّدتر نيامده است ؟ ! چرا به حضرت نوح نمىگرائيد و نمىگوئيد : او تجرّدش پس از مرگ بهتر است ، ما را بهتر اداره مىكند ، چه نيازى به مربّى زنده داريم ؟ ! چرا به حضرت موسى و حضرت عيسى متوسّل نمىشويد ؟ ! مگر آنان از پيامبران أُولوا العَزم نبوده‌اند ؟ ! دليل روشن و قطعى بنده اينست كه : از زمان ارتحال آية الله انصارى كه در دوّم ذوالقعده 1379 هجريّهء قمريّه واقع شد ، تا امروز كه روز بيست و چهارم شهر رجب المرجّب سنهء 1412 مىباشد و سى و سه سال ميگذرد ، آيا براى نمونه يك نفر شخص موحّد تربيت كرده‌ايد ؟ ! يك نفر كسى كه از عالم مثال و عقل عبور نموده و به تجلّيات ذاتيّه رسيده باشد تربيت كرده‌ايد ؟ ! لطفاً نشان دهيد ، كه بسيارى از شيفتگان وادى حقيقت اينك در به در و كوى به كوى دنبال يك چنين انسانى ميگردند ! پس بدانيد كه اين راه ، راه غلط است ؛ و اين طريق جز راه ظلمت چيزى نيست ! مسؤوليّت جمعى را بر عهده گرفتن ، و آنان را يله و رها ساختن ، و بدون مربّى و آموزنده به دست اختيار و ارادهء خويشتن سپردن ، جز تضييع نفوس قابله ، و باطل ساختن موادّ مستعدّه ، آيا چيز دگرى مىتواند همراه خود داشته باشد ! ؟

پاسخ از « اشكال پنجم : استاد نداشتن مرحوم آية الله انصارى

و امّا پاسخ اشكال پنجم : از بيانات حضرت آقاى انصارى استفاده مىشود كه خدمت بزرگانى رسيده‌اند ، از جمله مرد شوريده‌اى كه به همدان مىآمده و از كوه الوند گياههاى خاصّى را مىچيده و جمع‌آورى مىنموده است . و نزد
هامش
-لا يَعْلَمُونَ .« و كسانى كه به آيات ما تكذيب كنند ، ما ايشان را كم كم بدون آنكه خودشان دريابند از درجات فرود مىآوريم . »