« پاك و پاكيزه و مقدّس و منزّه مىباشى تو بار پروردگارا ! كدام چشمى است كه بتواند بايستد و پايدار باشد در مقابل بهاء و حسن و ظرافت نور تو ، و بالا برود به سوى تابش إشراق قدرت تو ؟ ! و كدام فهمى است كه بفهمد جلوتر از آن را ؟ ! مگر چشمهائى كه تو از روى آنها پرده برانداختى ، و از آنها حجابهاى جهالت و غوايت و كبر و ضلالت را پاره نمودى !
بنابراين ، بالا رفت جانهايشان به سوى بالها و جناحهاى ارواح قُدس . پس تكلّم كردند با تو در پنهانى ، و مناجات كردند در اركان و اسماء كلّيّهات ( كه بدانها عوالم را ايجاد فرمودى ) و داخل شدند در ميان انوار بهاء جمال و جلالت ، و نگريستند از نردبان خاك و محلّ ارتقاء تربت پاك به سوى مكان گستردهء ( بام ) كبرياى تو .
پس آنان را اهل ملكوتت زائران و به لقاء پيوستگان ناميدند ، و اهل جبروتت مقيمان و ساكنان حضرتت خواندند . »
در اين خطبهء رشيق المضمون و دقيق المحتوى مىبينيم كه حضرت ، حقيقت مقام عرفان به ذات احديّت خدا را بواسطهء رفع حُجُب ، براى طبقهء خاصّى از اولياى مقرّبين و مُخْلَصين خدا متحقّق ميداند . و خداوند گروه مخصوصى از زمرهء عباد صالحين خود را به حقيقت معرفت خود مىرساند ، تا از حضيض عالم ناسوت و فراز خاك نظر به مقام كبريائيّت حقّ نمايند و چشمشان و فهمشان تاب و توان پايدارى و استقامت در برابر تجلّى انوار بهاء حضرت او را
هامش
- طبع سنگى از ص 94 تا ص 99 ذكر كرده است ، و بسيار مفصّل است و ما همين فقرهاش را كه در ص 97 است در اينجا آورديم . و اين فقره را ايضاً حضرت استاذنا الاكرم آية الله علّامهء طباطبائى قدَّس الله روحه الزّكيّة در كتاب « شيعه » مصاحبات با هانْرى كُرْبَن ، در ص 196 از طبع دوّم ، از « إثبات الوصيّة » نقل كردهاند ، و ما آن را در ص 341 از كتاب « توحيد علمى و عينى » ذكر نمودهايم .