در اين صورت باز هم بايد به كلام مردم توجّه كنيم ؟ يا بايد سراغ علم و يقين خود برويم و
قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ
« 1 » ( بگو : خدا و بگذار آنان را تا در افكار باطل و نيّات واهى خود بازى كنند . ) را نصب العَيْن خود قرار دهيم ؟
حاج سيّد هاشم حدّاد تربيتشدهء دست مبارك مرحوم حاج سيّد ميرزا على آقاى قاضى بود . او ميدانست دست پروردهاش چيست ، و درجات و مقاماتش كدام است ، ايقان و عرفان او در چه حَدّ اعلاى از ارتقاء و سُمُوّ راه يافته است .
من چه مىفهمم ؟ خبره و خرّيت اين فنّ آن بزرگ مرد الهى است . من از حدّاد فقط عبادتى ، و توجّهى ، و مراقبهاى ، و التزامى به دستورات شرع ، و متانت و وقار و تمكين و صبر و تحمّل و أمثال ذلك را در مىيابم ، ولى از منشأ و مصدر اين خصائص و آثار خبرى ندارم . من نورى را مشاهده ميكنم ، امّا از كارخانهء نورآفرين اطّلاعى ندارم . مرحوم قاضى واسطهء در ايصال نور بوده است ، و از نصب كليدها و مخازن در ميان راهها و تبديل نور عظمت شصت هزار ولت به برق قابل استفاده در شهرها مطّلع است .
او كه در دكّان آهنگرى وى ميرود ، و ساعتها در ميان دود و شعله و گرما بر روى زمين مىنشيند ، و به وى ميگويد : روزى اى سيّد هاشم بيايد كه از اطراف و اكناف بيايند و
هامش
تحت رقم 2626 ما اوذىَ أحَدٌ ما اوذيتُ فى اللهِ ما اوذىَ أحَدٌ فى الله آورده است . و أيضاً اعلمى در « وهج الفصاحة » ص 561 همين لفظ را ذكر نموده است .
( 1 ) آيه 91 ، از سورهء : 6 الانعام :وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتابَ الَّذِي جاءَ بِهِ مُوسى نُوراً وَ هُدىً لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَراطِيسَ تُبْدُونَها وَ تُخْفُونَ كَثِيراً وَ عُلِّمْتُمْ ما لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَ لا آباؤُكُمْ قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ .