بودم ، روزى كه تنها با خود به سوى محلّ نماز ظهر ايشان در مسجد موسوم به مسجد پيغمبر ميرفتم ، به سبزه ميدان كه رسيدم اين فكر به نظرم آمد كه : من چقدر ايشان را قبول دارم ؟ ! ديدم در حدود يك پيامبر إلهى ! من واقعاً به كمال و شرف و توحيد و فضائل اخلاقى و معنوى ايشان در حدود ايمان به يك پيغمبر ، ايمان و يقين دارم . زيرا اگر الآن حضرت يوسف و يا شعيب و يا حضرت موسى و عيسى على نبيّنا و آله و عليهم السّلام زنده شوند ، و بيايند و امر و نهيى داشته باشند ، من حقيقةً به قدر اطاعت و انقياد و ايمان به حقّانيّت آن انبياء به اين راد مرد بزرگ و الهى ايمان و ايقان دارم .
شاهدى هم داريم ، چنانچه بعضى ذكر نمودهاند كه : عُلَمآءُ امَّتى كَأَنْبيآءِ بَنى إسْرآئيلَ « 1 » . در اين صورت براى انطباق آن حديث بر علماء امّت
هامش
( 1 ) اين روايتى است كه در ألسنه مشهور و بر سر زبانها متداول است ، و ليكن ابداً سندى را براى آن نيافتيم با كثرت تتبّعى كه در اين باره نموديم . محدّث و عالم متضلّع خبير سيّد عبد الله شُبَّر در كتاب « مصابيح الانوار فى حلّ مشكلات الاخبار » در ج 1 ، ص 434 از طبع مطبعة الزّهراء - بغداد ، به شمارهء حديث 83 آورده است كه :
« آنچه از پيغمبر صلّى الله عليه و آله روايت شده است كه : قالَ : عُلَمآءُ امَّتى أنْبيآءُ بَنى إسْرآئيلَ ، أوْ كَأنْبيآءِ بَنى إسْرآئيلَ ، أوْ أفْضَلُ مِنْ أنْبيآءِ بَنى إسْرآئيلَ ؛ براى اين حديث در اصول ما و اخبار ما پس از فحص و تتبّع تامّ ابداً مدركى نيافتيم . و ظاهراً از دست پروردهها و موضوعات عامّه است . و از كسانى كه از ميان علماء ما تصريح به ساختگى بودن آن نمودهاند محدّث شيخ حرّ عاملى است در كتاب « الفوائد الطّوسيّة » و محدّث شريف جزائرى . و كيف كان ممكن است براى آن دو معنى نمود . - تا آخر آنچه را كه شبّر در اينجا ذكر كرده است .
و حقير در كتاب « الجامع الصّغير » سيوطى و « كنوز الحقائِق » مناوى و « نهج الفصاحة » پاينده و « وهج الفصاحة » أعْلمى كه براى احاديث صغار سيّد البشر تدوين يافته است مراجعه كردم ، از طريق عامّه در آنجا هم نبود . و در كتاب « جنّة المأوى » شيخ محمّد حسين آل كاشف الغطاء ، در ص 197 در ضمن سوالاتى كه كتباً از ايشان از معنى اين حديث مىشود و ايشان پنج وجه را در معنى و تفسير آن احتمال دادهاند ، در تعليقهء آن مرحوم