اوّلينِ نفوس را تغيير ميدهد ، و آنان را به طهارت واقعيّه و حقيقيّه مىكشاند . و امّت اسلام در اين وَهلهء خاصّ برخورد مىكنند با افرادى كه همچون دست پروردگان صميمى رسول أكرم و حواريّين أمير المؤمنين عليهما السّلام مىباشند . و اينان قادرند با آن طهارت ذاتيّه و نفس زكيّهء خود تأثيرى بسيار عميق در نفوس جميع مردم اين كشور و نفوس مردم دنيا بگذارند و آن روح واقعيّت رسول الله را به جهانيان ارائه دهند . و در حقيقت خودشان و غيرشان را به اسلام واقعى سوق دهند .
پس از مدّتى جواب آوردند كه : اخلاق و عرفان عملى ، مرزى ندارد كه دستهبندى و تدريس شود . فلهذا فعلًا صلاح حوزه در اينست كه تدريس حكمت و فلسفه بشود ، و در خصوص اين فنّ شاگردانى خبره و مُمَحّض تربيت شوند .
و معلوم است كه اين جواب ، تمام نيست . زيرا همانطور كه فقه و اصول و حكمت و ادبيّات عرب براى اهل خبرهاش مرز دارد ، عرفان عملى و اخلاق شهودى هم براى اهل خبرهاش مرز دارد ؛ و براى غير اهل خبره هيچكدام از اينها داراى مرز نيستند .
فلهذا بايد دنبال اهل خبرهاش رفت و پيدا كرد ، و بدين بهانه حوزهها را از چنين علوم خطيرهاى كه حكم اساس و بنيان را دارند تهى و خالى نگذاشت .
بارى ، با ذكر اين مطالب كه بسيار بطور فشرده و خلاصه بازگو شد ، علّت اختفاء مطالب علّامهها و گلپايگانىها مشهود مىشود .
معارف الهيّه مانند جواهر نفيسه ، مصون و محفوظ از نظر اجانب مىباشد
مطلبى ديگر كه شايان ذكر است آنكه : اين مطالب ، مطالب ارزشمندى است كه آسان بدست نمىآيد ، و براى تهيّهء آن بايد رنجها كشيد ، و مصيبتها ديد ، و مسافرتها نمود ، و تحمّلها كرد . زيرا به منزلهء جواهر قيمتى است كه آن را در درون خزينهها و صندوقهاى محكم و مستحكم نگهدارى مىكنند تا از تلف و ضياع مصون بماند .