در اين صورت ضرورى مىنمود كه اگر فرضاً كسى بخواهد دنبال معارف و إلهيّات برود ، بايد مختفيانه و بطور تقيّه دنبال كند . و يا اگر طلبهاى بخواهد يك شب در مسجد كوفه و يا مسجد سهله بيتوته داشته باشد ، بايد عيناً مثل قاچاقچىها عمل كند تا مورد سوء ظنّ قرار نگيرد ، و نظر كلّى حوزه به او عوض نشود .
خدا ميداند در مدّت اقامت حقير در نجف ، مورد اصابت چه تهمتها و هدف چه رَمْىها قرار گرفتيم و تحمّل چه مشكلاتى را نموديم ، و با چه مرارتها و تلخيهاى حقيقى زندگى روبرو بوديم ، با آنكه دروس ما و جدّيت ما مشهود بود . فقط ناهمرنگى با وضع ظاهرى ما را بدين مصائب كشانيد . و اميد ميرفت بعد از انقلاب اسلامى ، در حوزهها براى تدريس اخلاق عملى و معارف شهودى تأسيساتى نوين بر پا شود ، آن هم نشد .
پس از انقلاب ، يكى دو سال كه ميگذشت و حقير « رسالهء لُبُّ اللُباب در سير و سلوك اولى الالباب » را انتشار دادم ، براى بعضى مورد توجّه و نياز قرار گرفت . روزى از حوزهء علميّهء قم بعضى به عنوان نمايندگى از جانب برخى از مدبّران و مديران تحوّلات فكرى و احياء حكمت و عرفان نزد حقير در مشهد مقدّس آمدند و پيام آورده بودند كه : شما دو كتاب ديگر هم بنويسيد : يكى مختصرتر از « لُبُّ اللباب » و يكى مشروحتر و عميقتر ، تا براى جميع طلّاب در تمام سطوح ابتدائى و متوسّطه و نهائى مورد استفاده قرار گيرد و تدريس شود .
من گفتم : از نوشتن آنها منعى نيست ، و ليكن خواندن اين كتابها تا اندازهاى مفيد است ، نه به تمام معنى . آنچه جان حوزهها را زنده مىكند ، و روح نبوّت و ولايت و اسلام و قرآن را زنده و جاويدان مىنمايد تدريس حكمت عملى و حوزههاى تربيت طّلاب به عرفان شهودى و وجدانى است كه بنياد
روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 680
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٦٨٠