تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 632

مساهمون:

ص٦٣٢
شود مانند عظيمترين آنها همچون حضرت موسى و حضرت عيسى علَى نبيّنا و آله و علَيهما الصّلاةُ و السّلام ما نمىتوانيم به آنها رجوع كنيم و دستور بخواهيم و در راه سير و سلوك الهى در تحت ولايتشان درآئيم ؛ به سبب آنكه با وجود شريعت و ولايت خاتم المرسلين آنان در مقام و درجه‌اى پائين‌تر واقعند ؛ و ما بايد از اين مَجرى و مَمشى حركت كنيم و خود را از اين طريق به توحيد برسانيم كه اكمل و افضل مراتب توحيد است . ما اگر از حضرت عيسى ، نه با عمل به اين دين محرَّف امروز بلكه با عمل به همان شريعت اصلى او هم متابعت نمائيم ، مع‌ذلك يك مؤمن موحّد عيسوى خواهيم شد ، درحالىكه بايد يك مؤمن موحّد محمّدى بوده باشيم . و بر اين اصل است كه جميع شرايع غير از اسلام منسوخ شده است . يعنى ولايت آن انبياء و اولياء منسوخ است ، و توان و قدرت كششِ اين امّت خاتم المرسلين را به مقام عِزِّ ربوبىّ و فناء در ذات مقدّس احدى از راه اسم و رسم خاتم النّبيّين ندارد . بنابراين همه در صفهاى پائين قرار گرفته ، و نيازمند طلوع وحدت محمّدى مىباشند . هر يك از استادان و مربّيانى كه به مقام توحيد محض و فناى خالص محمّدى نرسيده باشند ، روى اين بيان ، حقّ دستگيرى از سالك و ولايت بر وى را ندارند . چرا كه خود انبياء چنين حقّى را در اين دورهء ختمى مرتبت ندارند تا چه رسد به پيروان و متابعانشان ، و تا چه رسد به كسانى كه با خود آن پيمبران ربط و رابطهء واقعى نداشته و از شرايع پنداريّه و مناهج ظنّيّهء آنها پيروى مىنمايند ! از اينجاست كه رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم به عُمَر كه ورقى از تورات صحيح را تحصيل كرده بود و از رسول أكرم خواست تا بدان عمل كند ، با حالت عصبانيّت و شدّتى هر چه تمام‌تر پرخاش نموده و فرمودند : اگر موسى