حقيقت تطهير نيست ؛ نفوس را به صورت و شمايل نفوس غير انسانى در آوردن است . بنابراين سيماها و چهرهها از سيما و چهرهء انسانى تبديل به غير پيدا مىنمايد .
اين يك تفاوت ميان گاو پرستان و ستاره پرستان ، با انسان خدا پرست بود كه با توجّه به آنچه گفته شد ، خوب مشهود ميگردد .
يك تفاوت ديگر آنكه : علوم و احاطه و تجرّد آنها كلّى نمىگردد . و از نفوس حيوانيّه و يا فلكيّه و يا جماديّه كه در آن مَحو و فانى شدهاند بالاتر نميرود و تجرّد بيشترى را نمىيابد . فلهذا علومشان هيچگاه علوم توحيدى و معارف الهى نمىگردد . امّا انسان خدا پرست كه فانى در خدا مىشود ، علومش كلّى به تمام معنى الكلمه مىشود . و تجرّدش بى نهايت صعود مىكند ، و به حقائق توحيد و عرفان دست مىيابد .
* * * بارى ، اراضى اطراف زينبيّه در آنوقت همه باير و يا سبزى كارى بود . روزى در خدمت ايشان پس از زيارت اهل قبور كه قريب صحن مطهّر است ، چون مىبايستى به شام برويم و در راه قدرى پياده ميرفتيم به انتظار وصول ماشين ، ديديم جماعتى از خشت زنها مشغول خشت زدن مىباشند . ايشان فرمودند : مطلبى تازه برايم منكشف گرديده است و آن چنانست كه : تربيت انسان عيناً به مثابهء اين خشتهاست كه اين عملهجات بدان اشتغال دارند . اين خاكها گرچه هر چه بيشتر قابل باشند و چسبنده باشند ، خود به خود خشت نمىگردند . احتياج به خَلط و مَزج با آب را به قدر معيّن دارند ، و سپس ورزيدن آنها را تا ذرّاتشان به هم التيام پيدا نمايد ، و پس از آن در قالب ريختن و بدين أشكال مكعّب كه مىنگريد در آوردن .
كلام حدّاد : پيروى از خصوص استاد كامل ، از ضروريّات مسائل طريق است
نفوس بشر هم در تكامل خود نياز به تربيت استاد دارد كه بايد آنها را از