انسان نمىتواند انسان ديگرى را بپرستد و در وى فانى شود ؛ زيرا اين موجب كمال او نمىگردد . كمال وقتى است كه معلول در علّت ، و موجود ضعيف در موجود قوىّ فانى شود . و انسان هر چه هم پست باشد ، انسان است ؛ و انسان ديگر هر چه هم شريف باشد مثل انبيا و ائمّه و اولياءِ خدا باز هم انسان است . و لهذا فناى در نفوس اينان ممنوع و پرستش هر انسانى انسان دگر را ، حرام شمرده شده است .
مگر آنكه نفوس مطهّرهء آدمى آيه و آئينه و شبكه براى ذات اقدس حقّ قرار گيرد ؛ در اين صورت پيروى ، پرستش ايشان نيست ، پرستش خداست . و فناء در ذات ايشان نيست ، فناء در ذات خداست ) انسان چون خليفة الله است و هيچ حدّى نمىتواند وى را محدود كند ، فقط قابل فناء در ذات اقدس احديّت است ؛ و پرستش و فناء در غير ذات مقدّس او محرّم و ممنوع گرديده است ، امّا فناى در ذات خدا نهايت مطلوب است .
به همين دليل افراد متعبّد و متهجّد و صائم و مؤمن حقيقى و شيعهء واقعى كه از مراحل اخلاص گذشته و در مرتبه خلوص واقع شدهاند و به فناى فى الله رسيدهاند ، همهء شكل و شمايل ظاهرى آنها هم زيبا و جميل ميگردد . همه انسانهاى نورانى و حَسن و نيكو صورت ميگردند . چون به مقام و درجهء انسان واقعى خود رسيدهاند و آن را حائز گشتهاند ، و سيماى حقيقى خود را بازيافتهاند .
امّا مردمى كه گاو پرست و يا خورشيد پرست و ستارهپرست مىباشند ، و همچنين بقيّهء اصناف و انواع از فانيان در ذوات ، چهره شان زشت و كريه المنظر و بدون نور و نورانيّت و گرفته مىشود ؛ گرچه به رياضتها در دين خودشان مشغول شوند و بخواهند تطهير نفوسشان را بنمايند . به علّت آنكه آن تطهير در
روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 628
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٦٢٨