حضرت حدّاد ميفرمود : مراد از « مَا بَطَنَ » كشف اسرار إلهى است . يعنى هر عمل حرام و زشتى ، بواسطهء غيرت خداوندى است كه ممنوع شده است ؛ چه زشتيهاى آشكارا و چه زشتيهاى پنهان . زشتيهاى آشكارا عبارت است از جميع قبائح و وقائح ظاهريّه ، و زشتيهاى پنهان عبارت است از جميع قبائح و وقائح باطنيّه از اخلاق و عقائد و ملكات سوء ؛ و از جملهء آنها بلكه از أعظمشان كشف سرّ خداوند مىباشد .
نقل حدّاد قول رسول خدا را : من از پنج كار اطفال خوشم مىآيد ، و تفسير آن
ميفرمودند : چقدر من از اين كلام رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم خوشحال مىشوم و هر وقت ياد آن ميكنم حالت ابتهاج و مسرّت به من دست ميدهد ، آنجا كه فرموده است :
إنِّى أُحِبُّ مِنَ الصِّبْيَانِ خَمْسَةَ خِصَالٍ : الاوَّلُ أَنَّهُمُ الْبَاكُونَ ؛ الثَّانِى عَلَى التُّرَابِ يَجْتَمِعُونَ ؛ الثَّالِثُ يَخْتَصِمُونَ مِنْ غَيْرِ حِقْدٍ ؛ الرَّابِعُ لَا يَدَّخِرُونَ لِغَدٍ ؛ الْخَامِسُ يُعَمِّرُونَ ثُمَّ يُخَرِّبُونَ . « 1 »
« من پنج كار اطفال را دوست دارم : اوّل آنكه پيوسته گريانند ؛ دوّم آنكه بر سر خاك گِرد مىآيند ؛ سوّم آنكه بدون حقد و كينه با هم دعوا مىكنند ؛ چهارم آنكه براى فردا چيزى را ذخيره نمىنمايند ؛ پنجم آنكه خانه مىسازند و سپس آن را بدست خودشان خراب مىكنند . »
مراد آنست كه : اطفال چون به فطرت نزديكترند ، يعنى به توحيد نزديكترند ؛ أنانيّت پوچ و استكبار واهى و شخصيّت مجازى در ميانشان نيست . فلهذا چون خندهء غفلت انگيز ، و عمارتهاى بهجتآميز ، و كينههاى بى اساس امّا ريشه دار ، و ذخيره كردن اموال و انباشتن بر اساس وَهم و پندار ، و اتّكاى به دنيا و دلبستگى بدان ، در ميان ايشان وجود ندارد يعنى همه بالفِطرَه اهل توحيد
هامش
( 1 ) كتاب « زَهْرُ الرَّبيع » سيّد نعمت الله جزائرى ، طبع سنگى ، ص 259