سالك بواسطهء اين جرم ، كم كم حالات خود را از دست ميدهد ، و احوال معنوى و مكاشفات روحىاش افت مىكند ، تا رفته رفته از بين ميرود و فقط صُوَر علمى آنها براى وى در دائرهء خاطرات باقى مىماند . و چون از طرفى اين افت تدريجاً حاصل مىشود ، و از طرفى ديگر صُوَر علمى باقى مانده است ، چه بسا سالك خودش بدين سقوط غير دفعى التفات ندارد ، و خودش را كما فى السّابق صاحب اسرار درونى و علوم ملكوتى مىشمارد ؛ درحالىكه براى مسكين هيچ باقى نمانده است و خودش را فقط به خاطرات و صور علميّه دلخوش كرده است .
وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ * وَ أُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ .
« 1 »
« و كسانى كه تكذيب آيات ما را مىنمايند ، بدون آنكه خودشان متوجّه شوند و بفهمند ما آنها را درجه به درجه ساقط مىكنيم و پائين مىبريم . و من به ايشان مهلت مىدهم ، زيرا كه كيد و مكر من استوار و با پر و پايه و متين مىباشد . »
افشاى سرّ خدا ، از جملهء مراتب تكذيب آيات است . زيرا خداوند با إخفاءِ اسرار خود راه سلوك را براى همه باز گذارده است ؛ ولى با افشاى آن ، راه براى بسيارى بسته مىشود . آنان كه طاقت تحمّل آن را ندارند ، ردّ مىكنند و نمىپذيرند و راه خودشان و ديگران را بواسطهء عدم قبول مىبندند ؛ و اين بستن در حقيقت تكذيب آيات خداست ، و موجبش همان افشاى اسرار الهيّه است .
به خلاف أولياى خدا كه راه خدا را به روى خلق مىگشايند ، و با اتّصال به عالم امر و غيب ملكوت ، مردم را به سوى حقّ هدايت مىنمايند . و ايشان حتماً بايد كتمان سرّ نمايند تا بتوانند همهء خلق را به سوى حقّ رهبرى نمايند .
هامش
( 1 ) آيه 182 و 183 ، از سورهء 7 : الاعراف