تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
استاد وى را معرّفى نكرده باشد ؛ زيرا كه خواهى نخواهى او از باطن بر نفوس سيطره دارد و شاگردان را به امر خدا هدايت مىنمايد ، و به راه و روش آنها نظر مىكند و ميرسد . وصىّ ظاهر ، از ظاهر عمل به مقتضاى وصايتش مىكند ، و وصىّ باطن از باطن كار مىكند ؛ و چون اين دو با هم توأم شوند چه منافع بيشمارى عائد گردد ، و چه گلهائى از غنچه‌هاى بوستان توحيد بشكفد . وصىّ ظاهر ، افراد طالب را قبول مىكند ، و وصىّ باطن آنها را سَوا مىكند و انتخاب مىنمايد . فلهذا افرادى كه مدّتى در تحت تربيت وصىّ ظاهر قرار گرفتند اگر منافق از آب در آمدند ، وصىّ باطن از اوّل آنها را نمىپذيرد ، و بنابراين پس از مدّتى خود به خود دلسرد شده و برميگردند يا خداى نخواسته سر از عناد بيرون مىآورند . و شاگردان واقعى را از راه باطن هدايت مىكند ؛ و البتّه در اين صورت چون آنها اهل طلب صادق و نيّت صحيحه مىباشند ، طبعاً با وصىّ باطن آشنائى پيدا مىكنند و از تعاليم وى مستفيض و كامياب ميگردند . بنابراين ، روى اين بيان ، استاد ظاهر و استاد باطن هر دو موجود است ، و هر كدام مُقَوّى و مؤيّد دگرى مىباشند ؛ و در پيشبرد شاگرد به سوى مقصد اصلى سهميّهء گرانى را برعهدهء خود دارند . و در اين صورت حتماً بايد ميان استاد ظاهر با باطن مخالفتى اتّفاق نيفتد كه اختلاف دليل بر عدم صحّت طريق است - انتهى مُحَصَّل و مُفاد فرمايش ايشان .

مخالفت با رسول خدا در امر اسامه و پدرش ، از لِسان محيى الدّين عربى

در اينجا مناسب است از محيى الدّين عربىّ دو مطلب را نقل نمائيم كه اسرارى نهفته و نشكفته از آن ميتوان استخراج نمود : أوّل : وَ الْحادى عَشَرَ سورَةُ طه . وَ هذَا الْقُطبُ هُوَ نائِبُ الحَقِّ تَعالَى كَما كانَ عَلىُّ بْنُ أبى طالِبٍ نائِبَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ ( وَ ءَالِهِ ) وَ سَلَّمَ فى
روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 491 | السيد محمد حسين الطهراني