تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
وَ شَدَّدَ اللهُ عَلَيْهِم يَوْمَ الْقِيَمَةِ الْمُطالَبَةَ وَ الْمُحاسَبَةَ ؛ لِكَوْنِهِمْ شَدَّدوا عَلَى عِبادِ اللهِ أنْ لا يَنْتَقِلوا مِن مَذْهَبٍ إلَى مَذهَبٍ فى نازِلَةٍ طَلَبًا لِرَفْعِ الْحَرَجِ ، وَ اعْتَقَدوا أنَّ ذلِكَ تَلاعُبٌ بِالدّينِ ؛ وَ ما عَرَفوا أنَّهُم بِهَذَا الْقَولِ قَدْ مَرَقوا مِنَ الدّينِ . بَلْ شَرْعُ اللهِ أوْسَعُ ، وَ حُكْمُهُ أجْمَعُ وَ أنْفَعُ .
وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ * ما لَكُمْ لا تَناصَرُونَ * بَلْ هُمُ الْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ .
« 1 » هذا حالُ هَؤُلآءِ يَوْمَ الْقِيَمَةِ ؛ فَ
لا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ
« 2 » . « 3 » « و كسى كه گرايش پيدا كند و خود را منسوب نمايد به گفتار پيشوائى كه در حكم ، با حكم اين قطب موافق نيست با وجودى كه اين قطب در ظاهر خليفه مىباشد ، در اين صورت اگر قطب حكم كند بر خلاف آنچه را كه أدلّهء آن جماعت پيشوايان بدان اقتضا دارد ، پيروان آن پيشوايان او را تخطئه مىكنند و در اين حكمى كه نموده است به خطا و غلط نسبت ميدهند ، امّا بدون شكّ و ترديد - با آنكه خودشان مطلب را نفهمند - در پيشگاه خداوند گنهكارند . به علّت آنكه چنين حقّى را ندارند تا مجتهدى را تخطئه نمايند ، زيرا كه مجتهد مصيب در نزد ايشان يكى است لا بعينه در ميان تمام مجتهدين ، و كسى كه حالش اين‌طور باشد نبايد إقدام بر تخطئهء عالمى از علماءِ مسلمين بنمايد ؛ همانطور كه در إمارت اسامَه و پدرش زيد بن حارثه اشكال كردند و اظهار نظر نمودند تا به جائى رسيد كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم در آن قضيّه گفت آنچه را كه گفت . پس در صورتى كه در امر رسول خدا و در آن كس كه وى مقدّم داشته است
هامش
( 1 ) آيات 24 تا 26 ، از سورهء 37 : الصّافّات ( 2 ) آيه 36 ، از سورهء 77 : المرسلات :وَ لا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ. ( م ) ( 3 ) « فتوحات مكّيّه » ج 4 ، باب 463 ، ص 79