همچنين نادرست است .
هامش
احِبُّ لِحبِّك الْحُبْشانَ طُرًّا * و أعْشِقُ لِاسْمك البَدْرَ المُنيرا« من به جهت محبّت با تو تمام سياهان حبشى را دوست ميدارم ، و به جهت همنام بودن با تو بَدْرِ درخشان را نيز دوست ميدارم ! » - تا آنكه ميگويد :
و اگر من تو را بر ضدّ اين حالت با أهل بيت بنگرم آن أهل بيتى كه تو محتاج ايشان هستى و محتاج رسول خدا مىباشى كه خداوند تو را بوسيلهء او هدايت كرده است ، پس چگونه من به مودّت و محبّت تو به خودم وثوق داشته باشم آن مودّتى كه تو مدّعى آن هستى كه دربارهء من شديد المحبّة مىباشى و مراعات حقوق مرا به طور أكمل مىنمائى و از من جانبدارى ميكنى ؛ درحالىكه تو با اهل پيامبرت بدانگونه هستى و بدانها ضررها و مصائبى را وارد مىسازى ؟ ! و سوگند به خدا آن نمىباشد مگر از ضعف ايمانت ، و از مكرى كه خدا به تو نموده است ، و از استدراجت بطورى كه آن را درنيابى و نفهمى ! و صورت مكر خداوندى به تو اين مىباشد كه تو ميگوئى و بدان اعتقاد دارى كه تو از دين خدا و شريعت خدا دفاع ميكنى و دربارهء طلب حقّت ميگوئى : من طلب نمىكنم مگر آنچه را كه خداوند طلب آن را براى من مباح كرده است . امّا در صورت اين طلب مشروع ، مندرج مىباشد مذمّت و بغض و سخط و غضب و برتر داشتن و مقدّم داشتن خودت را بر اهل البيت بدون آنكه خودت مشعر به اين حقيقت بوده باشى ! و داروى شفا بخش براى اين مرض مهلك آنست كه : براى خودت در برابر آنان حقّى را نبينى ! و از حقّ خودت تنازل كنى تا آنكه در طلب آن حقّ ، آنچه براى تو برشمردم مندرج نگردد .
و تو حاكم مسلمين نخواهى بود مگر زماني كه متعيّن گردد بر تو إقامهء حدّى و يا انصاف مظلومى و يا ردّ حقّى را به اهل آن ! بنابراين اگر به ناچار و لا محاله حاكم مىباشى ، پس بايد كوشش و سعى خويشتن را در آن مبذول دارى تا صاحب حقّ را به رفع يد از حقّش تنازل دهى در صورتى كه محكومٌ عليه از اهل بيت است ! و اگر با وجود اين ، محكومٌ له حاضر براى رفع يد از حقّش نشد در اين صورت ميتوانى حكم شرع را إجرا نمائى .
اى ولىّ ! هر آينه اگر خداوند درجات اهل بيت را در آخرت براى تو مكشوف گرداند ، تمنّا ميكنى كه ايكاش من هم غلامى از بردگان آنان بودم . خداوند به ما راه رشد و صلاحمان را الهام فرمايد ! پس بنگر كه تا چه حدّ منزلهء سلمان از جميع صحابه أشرف مىباشد ! - تا اينكه ميگويد :
« و از جملهء أسرار أقطاب آن مىباشد كه : خداوند به آنها علم مكر را آموخته است ، آن مكرى را كه خداوند دربارهء بندگانش در بغض و عداوت اهل بيت إعمال مىكند ، با وجود ادّعاى آن بندگان محبّت و مودّت خود را دربارهء رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم با