عديدهء كثيرهء محيى الدّين عداوت با اماميّه به چشم مىخورد ؟ اين نسبت
هامش
مردم بر خود و بر مخلوقات داشتند ، و قوىترين مردم بود بر أداء آن حقوق ؛ و دربارهء اوست كه پيامبر فرمود : لَوْ كانَ الإيمانُ بِالثُّرَيّا لَنالَهُ رِجالٌ مِنْ فارِسٍ . « اگر ايمان در ستارهء ثريّا بود هر آينه مردانى از فارس بدان دست مىيافتند . » و اشاره فرمود به سلمان فارسى . - تا ميرسد به اينجا كه ميگويد :
و پس از آنكه منزله و مقام أهل بيت در نزد خدا براى تو روشن شد ، و اينكه بر هيچ مسلمانى روا نيست كه در برابر افعالشان آنان را مورد مذمّت قرار دهد چون خداوند آنها را تطهير كرده است ، بنابراين كسى كه ايشان را مذمّت كند بايد بداند : مذمّت او به خود او بازگشت مىكند ، و اگرچه آنها به او ستمى نموده باشند ؛ زيرا كه آن ظلم در پندار او ظلم مىباشد نه در حقيقت و واقع امر ؛ و اگرچه ظاهر شريعت حكم به اداى آن كرده باشد . بلكه حكم ظلم ايشان نسبت به ما شبيه تقديرات خداوندى در مال و جان به سوختن و غرق شدن است ، و نظير آن از مهلكههائى كه انسان بدانها رضايت ندارد . اگر آتش بگيرد و يا بميرد يكى از محبوبان انسان و يا مصيبتى در نفس خود انسان پديدار شود كه با قصد و نيّت و خواستهء انسان موافقت ندارد ، بر او جايز نيست كه قضا و قدر خدا را مذمّت كند ؛ بلكه بايد خود را در مرتبهء تسليم و رضا درآورد و يا لا أقلّ در مرتبهء صبر تنازل دهد ؛ و اگر از اين مرتبه بالاتر رود ، به شكر دست زند ؛ براى آنكه اينها همه نعمتهائى بوده است كه از جانب خدا رسيده است . و اگر اين مرحله را نپيمايد ابداً در آن خيرى نيست و در پى آمد آن غير از ملالت و سخط و غضب و عدم رضا و سوء ادب با خدا چيزى در ميان وجود ندارد . همينطور شخص مسلمان در جميع امورى كه از اهل بيت بر او وارد مىشود از برخورد در مال و جان و عِرض و اهل و اقرباء و خويشاوندان ، بايد در برابر جميع آنها با صبر و رضا و تسليم مقابله نمايد و ابداً و اصلًا بديشان مذمّتى را نپسندد و روا ندارد ؛ و اگرچه أحكام مقرّرهء شرعيّه بايد بر آنان اجرا گردد . - تا آنكه ميگويد :
محبّ صادق گفت : هر چه محبوب بجا آورد محبوب است و به نام محبّت تمام مىشود ، پس تا چه رسد به حال مودّت ؛ و از جملهء بشارات ، ورود اسم وَدود است براى خداى تعالى . و معنى ثبوت محبّت ، حصول اثر آن مىباشد در آخرت و در آتش براى هر گروهى نسبت به آنچه را كه حكمت خدا بدانها اقتضا نمايد . ديگرى در اينباره گفته است :احِبُّ لِحُبِّها السّودانَ حتَّى * احِبُّ لِحُبِّها سودَ الكِلابِ« من به جهت عشق با معشوقهء سياه چهرهام تمام سياهان را دوست دارم ، تا به جائى كه به جهت محبّت به او به سگهاى سياهفام محبّت دارم . »
و خود ما راجع به اين مطلب سرودهايم :