تجلّى آن حقيقت محال است ، و فناء ذاتى امكان پذير نخواهد شد .
سالكين راه خدا كه به اين مرحله فائز آمدهاند و ليكن فناى ذاتى براى آنان صورت نگرفته است ، فقط در اثر تعليم و سيطرهء استاد از اين مرحله عبور مىكنند ؛ زيرا او بر اين كريوهء خطرناك و صعب العبور وارد است ، و از حال شاگرد اطّلاع دارد . فلهذا با ذبح نفس و قربانى شاگرد ، از اين مرحله شاگرد را عبور ميدهد . قربانى بايد به دست غير صورت گيرد . قربانى به دست خود معقول نيست .
امّا افرادى كه بدون رهبر و دليل ، خودسرانه راه رياضت در پيش گرفته ، و بناى نمازهاى مستحبّى و روزهء مداوم ، و ترك حيوانى و ذكر و ورد و فكر خودسرانه ، از مطالعهء كتب يا از تبعيّت و پيروى استاد غير كامل ، و يا از روى انتخاب و اختيار خويش نمودهاند ، ابداً نمىتوانند از اين منزل بار سفر بربندند ؛ زيرا اوّلًا اين منزل بسيار جالب و زيباست ، و دل كندن و عبور كردن مشكل است ، و ثانياً عبور از آن مستلزم قربانى نفس در راه اوست ، و چگونه نفس حاضر براى قربانى خودش مىشود ؟
نفس كه تا به حال اين حالات و كمالات را كسب كرده ، حالا بايد همهء آنها را يك جا فدا كند ، و علاوه همراه با آنها خودش را قربانى نمايد . لهذا اين اراده از نفس غير ممكن است . و او در اين منزل مىماند و إلى الأبد مقبرهء او همين منزل مىشود . و كوس انانيّت و فرعونيّت كه تجلّيگاه أعظم نفس است ، در اينجا پيدا مىشود . استقلال أسماء و صفات در اينجا براى او مشهود مىگردد . غلوّ و ارتفاع و دعواى الوهيّت كردن ، و رازق و خالق دانستن ذوات مقدّسه در اينجا پيدا مىشود . و چون بالحِسِّ و العيان ، و بالمشاهدة و الوجدان ادراك مىكند و مىبيند ، ديگر راه تغيير فكر و انديشه و مشاهده براى وى باقى نمىماند .
گرچه سالكِ راه ، عالم باشد به أخبار و آيات ، و در علوم مصطلحه
روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 429
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٤٢٩