تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
كردم : در عقيدهء شيخيّه چه اشكالى است ؟ ! آنها هم اهل عبادتند ، و اهل ولايتند ؛ بخصوص نسبت به إمامان عليهم السّلام مانند خود ما بسيار اظهار محبّت و اخلاص مىكنند ، و فقهشان هم فقه شيعه است ، و كتب أخبار را معتبر ميدانند و به روايات ما عمل مىنمايند ؛ خلاصه هر چه ميخواهيم بگرديم و اشكالى در آنها از جهت اخلاق و عمل پيدا كنيم نمىيابيم ! مرحوم قاضى فرمودند : فردا « شرح زيارت » شيخ أحمد أحسائى را بياور ! من فردا « شرح زيارت » او را خدمت آن مرحوم بردم . فرمودند : بخوان ! من قريب يك ساعت از آن قرائت كردم . فرمودند : بس است ! حالا براى شما ظاهر شد كه اشكال آنها در چيست ؟ ! اشكال آنها در عقيده شان مىباشد . اين شيخ در اين كتاب ميخواهد اثبات بكند كه : ذات خدا داراى اسم و رسمى نيست ؛ و آن ما فوق أسماء و صفات اوست ؛ و آنچه در عالم متحقّق ميگردد ، با اسماء و صفات تحقّق مىپذيرد ؛ و آنها مبدأ خلقت عالم و آدم و مؤثّر در تدبير شئون اين عالم مىباشند در بقاء و ادامهء حيات . آن خدا اتّحادى با اسماء و صفات ندارد ، و اينها مستقلّا كار مىكنند . و عبادت انسان به سوى اسماء و صفات خداوند صورت ميگيرد ؛ نه به سوى ذات او كه در وصف نمىآيد و در وهم نمىگنجد . بنابراين ، شيخ أحسائىّ خدا را مفهومى پوچ و بدون اثر ، خارج از اسماء و صفات ميداند ؛ و اين عين شرك است . امّا عارف ميگويد : ذات خداوندِ بالاتر از توصيف و برتر از تخيّل و توهّم ، سيطره و هيمنه بر أسماء و صفات دارد . و جميع اسماء و صفات بدون حدود وجودى خودشان و بدون تعيّنات و تقيّدات ، در ذات أقدس او موجود مىباشند . و همهء صفات و اسماء به ذات برميگردد ، و مقصود و مبدأ و منتهى