ذات است ؛ غاية الامر از راه اسماء و صفات . و ما در
وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
« 1 » اشاره به همان ذات مىكنيم گرچه براى ما معلوم نباشد . - انتهى فرمايش حضرت قاضى .
بدين مناسبت شيخيّه و حشويّه كه رئيسشان شيخ أحمد أحسائى است ، در قطب مخالف عرفا قرار دارند ؛ و لهذا اينهمه با عرفا دشمنى مىكنند و سرسختى مىنمايند . چرا كه صد در صد با يكديگر در مَمْشى مختلف هستند .
شيخ أحمد أحسائى بدون استاد رياضت كشيد ، و در وادى خطير گرفتار آمد
در اينجا تذكّر اين نكته ضرورى است كه سالكان راه خدا حتماً بايد در تحت تربيت استاد كامل كه داراى مقام توحيد و عرفان إلهى بوده و پس از فناء فى الله به بقاء بالله رسيده و أسفار اربعهاش خاتمه يافته باشد طىّ طريق كنند ، و گرنه به همان دردى مبتلا مىشوند كه شيخ أحمد أحسائى مبتلا شد . فائدهء استاد ، عبور دادن از مراحل و منازل خطرناك است كه در اين وادى ، عبارت از أبالسه ، و طغيان نفس أمّاره ، و بالاخره استقلال وجودى و ذاتى خود ، و أسماء و صفات را مستقلّا ملاحظه نمودن مىباشد .
سالك طريق پس از عبور از مراحل مثالى و ملكوت أسفل و تحقّق به معانى كلّيّهء عقليّه ، أسماء و صفات كلّيّهء ذات حقّ تعالى براى وى تجلّى مىنمايد . يعنى علم محيط ، و قدرت محيط ، و حيات محيط بر عوالم را بالعيان مشاهده مىنمايد ، كه در حقيقت همان وجود باطنى و حقيقى ائمّه عليهم السّلام مىباشند . و حتماً براى كمال و وصول به منبع الحقائق و ذات حضرت أحديّت ، بايد از اين مرحله عبور كند و إلّا إلى الأبد در همين جا خواهد ماند ؛ و عبور از آن بدون فداى حقيقت هستى و جهاد أكبر با تمام مراتب آن امكان ندارد ، زيرا تا هنگامى كه شائبهء هستى و لو به مقدار ذرّهاى باقى باشد
هامش
( 1 ) آيه 79 ، از سورهء 6 : الانعام :إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ