تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
دلالت دارد بر آنكه وى سنّى مذهب بوده است ، و كج‌رو و منحرف بوده است ، و يا آنكه در راهش و رويّه‌اش سرگردان بوده است ، و يا آنكه إبليس‌ها و شياطين در مزاج او تصرّف نموده‌اند . » و پس از بيان خواب و مكاشفه‌اى از او ميگويد : « فَهَلْ هذا مِنهُ إلّا خُروجٌ عَن دآئِرَةِ الشَّرْعِ وَ الدّينِ أوْ دُخولٌ فى أهلِ السَّفْسَطَةِ وَ الْخَيْلِ الْمَجانينَ ؟ ! بَل مِن جُمْلَةِ ما يُؤَيِّدُ كَوْنَ نَطَقاتِ الرَّجُلِ مِن بابِ الوَسْوَسَةِ وَ الخَيالِ ، و كَلِماتِهِ مِن قَبيلِ كَلِماتِ أرْبابِ الحَيْرَةِ وَ الضَّلال . . . » « پس اين قضايا از وى مگر ميتواند محملى داشته باشد مگر خروج از دائرهء شرع و دين ، و يا دخول در ميان اهل سَفْسَطه و گروه ديوانگان ؟ ! بلكه از جملهء آن چيزهائى كه تأييد مىكند كه گفتار اين مرد از باب وسوسه و خيال است ، و كلماتش از قبيل گفتار صاحبان حيرت و گمراهى است ، » و در اينجا پس از نقل دو قضيّه ، شروع به نقل قضيّهء ديگرى از دَميرى در « حيوة الحيوان » دربارهء نكاح محيى الدّين با زن جنّيّه‌اى نموده ، گويد : شيخ عزّ الدّين بن عبد السّلام گفته است كه : ابْنُ عَرَبىٍّ شَيْخُ سَوْءٍ كَذّابٍ . فَقيلَ لَهُ : و كَذّابٌ أيْضًا ؟ ! قالَ : نَعَمْ ! « محيى الدّين شيخى است بد و دروغگو . به او گفته شد : آيا همچنين كذّاب هم مىباشد ؟ ! گفت : آرى ! » در اينجا پس از بيان قضيّه ميگويد : امام ذهبى گفته است : وَ ما أظُنُّ ابْنَ عَرَبىٍّ تَعَمَّدَ هَذِهِ الْكَذْبَةَ ، وَ إنَّما هىَ مِنْ خُرافاتِ الرّياضَةِ . « مرا گمان نيست كه محيى الدّين عمداً اين دروغ را گفته باشد ، و ليكن اين سخن ناشى از خرافات رياضت كشيدن است . » در اينجا صاحب « روضات » كلامى را از آقا محمّد على بهبهانى فرزند آية الله
روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 364 | السيد محمد حسين الطهراني