رجاله الكبير حكايت مىكند كه : « وَ مَا نَسَبَ إلَيهِ بَعْضُ الْغاغَةِ أنّهُ قالَ : لَمْ يَقْتُلْ يَزيدُ الْحُسَيْنَ إلّا بِسَيْفِ جَدِّهِ ، فَذَلِكَ قَولُ الْقاضى أبى بَكْرٍ مُحَمّدِ بْنِ عَبدِ اللهِ بْنِ العَرَبىِّ المَعافِرىِّ تِلْميذِ الغَزالىِّ فى شَرحِ قَصيدَتِهِ الهَمزيَّةِ . وَ فَسَّرَهُ ابنُ حَجَرٍ وَ قالَ : أىْ لِانَّهُ الْخَليفَةُ وَ الْحُسَيْنَ عَلَيهِ السّلامُ باغٍ عَلَيه . « 1 » »
« و آنچه را كه بعضى از مردم عامّى به محيى الدّين نسبت دادهاند كه : يزيد حسين را نكشت مگر با شمشير جدّش ، پس بدانكه اين كلام ، گفتار قاضى أبو بكر محمّد بن عبد الله بن عربى معافرى شاگرد غزالىّ است در شرح قصيدهء همزيّهء خود ؛ و ابن حجر آن را تفسير كرده و گفته است : به جهت آنكه يزيد خليفه بود ، و حسين عليه السّلام بر وى به عنوان بغى خروج نموده بود . » « 2 »
هامش
( 1 ) « روضات » طبع سنگى ، ج 4 ، ص 195
( 2 ) در كتاب « ذخائر الاعلاق فى شرح ترجمان الاشواق » كه متن و شرح آن هر دو از محيى الدّين بن عربى مىباشد ، محقّق و معلّق آن : محمّد عبد الرّحمن كردى كه مدرّس لغت عرب در دانشگاه الازهر است ، در صفحهء ط از مقدّمهء خود گويد :
« نسب او أبو بكر محيى الدّين محمّد بن علىّ بن محمّد بن أحمد بن عبد الله حاتمىّ طائىّ است كه در بلاد أندلس به او ابن العربىّ گويند با الف و لام ؛ امّا در مشرق زمين به او ابن عربىّ گويند بدون الف و لام ، براى آنكه ميان او و ميان قاضى أبو بكر بن العربىّ المعافِرىّ فرق داده شود . وى قاضى القضاة إشْبيليه بوده است كه به شرق كوچ كرد و در سنهء پانصد و چهل و سه ( 543 ) بمرد . »
بايد دانست كه : او شاگرد غزالى بوده است و زمانش قريب يك قرن مقدّم بر محيى الدّين بوده است . تولّد محيى الدّين در سنهء پانصد و شصت ( 560 ) هجريّه و مرگش در سنهء ششصد و سى و هشت ( 638 ) بوده است . بنابراين ، مدّت نود و پنج ( 95 ) سال ، قريب يك قرن ، محيى الدّين پس از قاضى معافرى بوده است . محيى الدّين علاوه بر شهرت به ابن عربى ، به حاتمى طائى عَدَوى نيز مشهور است ؛ به حاتمى به جهت آنكه از اولاد حاتم است ، و به طائى به جهت آنكه حاتم از قبيلهء طىّ بوده است ، و به عدوى به جهت آنكه از اولاد عَدىّ ابن حاتم است . و جلالت و عظمت مقام عَدىّ بن حاتم و اخلاص و ولايتش به ساحت مقدّس أمير المؤمنين عليه السّلام و تشيّع او امرى است كه جاى ترديد نيست ؛ صحف و تواريخ و سيَر از اين معانى مشحون و زينت بخش دفاتر روزگار است . و خود