تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
« فُصوص » و « فُتوحات » گويد كه : هر كه بت‌پرستيد ، به همان خدا را پرستيده باشد . و چون سامِرىّ گوساله ساخت و مردم را به عبادت او خواند ، حقّ تعالى يارى نكرد هارون را بر سامرىّ ؛ از براى آنكه ميخواست كه در هر صورتى پرستيده شود . حقّ تعالى نصارى را تكفير ننمود به سبب آنكه به الوهيّت عيسى قائل شدند ؛ بلكه به سبب آنكه خدا را منحصر در عيسى دانستند . چنان كه فرمود :
لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ
. « 1 » و خود را خاتم الاولياء دانسته و گفته كه ختم ولايت به او شده ، و پيغمبران نزد او حاضر شدند به جهت تهنيت و مباركبادى ختم ولايت . و نيز گفته كه : جميع أنبيا اقتباس علم مىكنند از مشكوة خاتم أنبيا ، و جميع أوليا اقتباس علم مىكنند از مشكوة خاتم أوليا . و گفته كه : خاتم أوليا افضل است از خاتم أنبيا در ولايت ؛ چنان كه خاتم أنبيا أفضل است از سائر أنبيا در رسالت . و نيز گفته كه : اهل آتش در دوزخ تنعّم مىكنند ، و به آتش راحت مىيابند و لذّت مىبرند ؛ و عذاب كافر منقطع خواهد شد ؛ و عذاب مشتقّ است از عَذْب به معنى شيرينى . و نيز محيى الدّين مذهب جبر را به جميع عرفا داده و شبسترى در « گلشن راز » نيز گفته است :
هر آن كس را كه مذهب غير جَبْر است * نبى گفتا كه او مانند گبر است
در اينجا صاحب « روضات » از محدّث نيشابورى ادلّهء وى را بر تشيّع محيى الدّين بيان مىكند ، تا چون محدّث ميرسد به اينجا كه ميگويد :
هامش
( 1 ) صدر آيه 17 و آيه 72 ، از سورهء 5 : المائدة : « حقّاً كافر شدند آنان كه گفتند : خداوند فقط مسيح است . »