سپس ميگويد : « من اين دعا را در خواب از رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم شنيدم ، هنگامى كه مردى قارى ، از قرائت كتاب « صحيح بخارى » براى آن حضرت فارغ شد .
و من در آن رويا از حضرت پرسيدم از حكم زن مطلَّقهاى كه با صيغهء واحده او را سه طلاقه كردهاند بدين گونه كه شوهرش به وى بگويد : أَنْتِ طَالِقٌ ثَلَاثًا ! ( تو سه طلاقه هستى ! )
رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود : هِىَ ثَلَاثٌ كَمَا قَالَ : لَا تَحِلُّ لَهُ و [ مِن بَعْدُ ]
حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ
.
« آن طلاق ، سه طلاق است همانطور كه خدا ميفرمايد : ديگر بر اين مرد حلال نيست مگر آنكه شوهر ديگرى او را به نكاح خويشتن درآورد . »
من به رسول خدا گفتم : يَا رَسُولَ اللهِ ! جماعتى از اهل علم آن طلاق را يك طلاق محسوب مىنمايند .
رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود : آن جماعت اينطور حكم كردهاند طبق آنچه به ايشان رسيده است ؛ و درست رفتهاند .
من از اين كلام رسول خدا فهميدم تقرير و امضاى حكم هر مجتهدى را و اين را كه هر مجتهدى مصيب است . در اين حال پرسيدم : يا رَسولَ الله ! من در اين مسأله نمىخواهم حكمى را مگر آن حكمى كه تو بر آن حكم مىكنى در صورتى كه از تو استفتاء شود ، و اينكه اگر دربارهء خودت واقع مىشد چهكار ميكردى ؟ !
رسول خدا فرمود : هِىَ ثَلَاثٌ كَمَا قَالَ : لَا تَحِلُّ لَهُ و ( مِن بَعْدُ )
حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ
. « 1 »
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 230 ، از سورهء 2 : البقرة