تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
شود ، انسان را گيج و متحيّر نموده ، آن‌وقت بيچارهء مسكين دنبال علل طبيعى و فيزيكى ميرود و ميخواهد با اين تجربيّات جلوى مقدّرات آسمانى را بگيرد ؛ امّا اين آيه را نخوانده است كه :
وَ فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ .
« 1 » « در بالاى هر دانشمندى و صاحب علمى كه علمش افزون است ، صاحب علم ديگرى وجود دارد كه علم پائينى آن عالم بدان راه ندارد . »

بيان حضرت آقاى حاج سيّد هاشم حدّاد در سبب مسافرت برخى از اولياء الهى

مرحوم آية الحقّ و العرفان آية الله حاج شيخ محمّد جواد انصارى همدانى در سالهاى آخر عمر ، و با توارد ضعف شديد و كسالت قلب مسافرتى به پاكستان نمودند كه با نبودن وسائل نقليّهء آن زمان به مانند امروز ، بسيار مشكل و طاقت فرسا بود . علّت مسافرتشان را ايشان به كسى نگفتند . آنگاه در ميان محافل و مجالس دوستان سخن از سبب مسافرت به ميان مىآمد و هر كس از نزد خود حدسى ميزد . تا پس از ساليان دراز و بعد از فوت ايشان ، روزى حقير از حضرت آقاى حاج سيّد هاشم حدّاد علّت سفر آن مرحوم را پرسيدم . فرمودند : سفر اين‌گونه از بزرگان براى يكى از دو امر صورت ميگيرد : اوّل آنكه : در آن نواحى ، عاشق دلسوخته و شوريده و وارسته‌اى است كه درمان درد هجران او در عالم توحيد به دست اين مرد است ؛ خداوند او را
هامش
- قَوْمٌ بِعالِمِهِمْ وَ انْتَهَكوا حُرْمَتَهُ إلّا سُلِّطَ عَلَيْهِمُ الْعَدُوُّ . « هيچ قومى عالمشان را سبك نمىشمرند و حرمت او را پاره نمىكنند مگر آنكه دشمن بر آنان مسلّط مىشود . » شيخ در همان سال غارت ، فوت كرد و خداوند در سال بعد دشمن را بر شهر مسلّط نمود بطورى كه با بدترين قسمى از آنان انتقام گرفت و حكايت و داستان زشتشان سالهاى متمادى زبانزد خاصّ و عامّ شد ؛ با آنكه تعدادشان فراوان و قوّتشان عظيم بود امّا اينها دستى از آنان نگرفت و همينطور كه شيخ گفته بود واقع شد . » ( 1 ) ذيل آيه 76 ، از سورهء 12 : يوسف