تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
سرمايه‌هاى حياتى و واقعى ما بوده‌اند ؛ و وزنه‌ها و استوانه‌هاى علم و ادب و توحيد و معرفت مىباشند كه اگر قبرشان نابود و گمنام شود ، و اثرشان از ميان برود ، و تردّد و رفت و آمد مردم بر سر مزارشان به عنوان توسّل و استفاده از نفوسشان برداشته شود ، ديگر روح و معنويّتى ، و طهارت و صفائى در ميان ما نخواهد بود . زيارت قبور بايد انسان را به ياد آخرت و انعدام عالم طبيعت بيندازد ، تا انسان در اين دنيا عنان‌گسيخته نگردد . باغ و سبزه و آب و فوّاره ، از حُظوظ و تمتّعات دنيوى است . اين همه بيابانهاى وسيع را تبديل به آنها كنيد ، كسى جلوگير آن نيست ؛ امّا بر گور پدران و مادران درخت نشاندن ، غفلت از واقعيّت و حقيقت است . چه اشكال دارد كه قبرستان هم در داخل شهر باشد ؟ در هر محلّه‌اى يك قبرستان اختصاصى آنجا باشد ، تا مردم ياد مرگ را از خاطر نبرند و پيوسته در ذهنشان مجسّم باشد . آن مرگى كه واقعيّت دارد و بخواهيم يا نخواهيم به سراغ ما مىآيد . ما هنگامى به اسلام واقعى نزديك مىشويم كه همه چيزمان نزديك شود . سياست ما وقتى عين ديانت ما ميگردد كه رابطهء ميان جسممان با روحمان ، دنيايمان با آخرتمان ، ظاهرمان با باطنمان ، حياتمان با مرگمان ، و بالاخره تمام جهاتمان يكى گردد . ما بايد درست به اصول و مَمشى و مجراى اسلام نظر كنيم ، و ببينيم كه زيارت اهل قبور و ياد مرگ كردن ، عين دستورات عملى و اسلامى ماست . در آن صورت از شدّت طغيان نفس امّارهء ما مىكاهد ، و جنايات در جامعه با ضريب قابل توجّهى افت مىكند . و امّا اگر به پيروى دنياپرستان ، حاضر نباشيم نامى از پدر مردهء خود ببريم ، يا گور او را در نقطه‌اى بعيد قرار دهيم كه فرسخها بايد طىّ كنيم تا بدان برسيم ، و بالنّتيجه آنها را از خود و خود را از آنها ببُريم ، و
روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 299 | السيد محمد حسين الطهراني