تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
موحّدين و عارفين و حكماى اسلام از اعاظم علماء كه در مدّت قرون متماديه در اين قبرستان خوابيده‌اند ، و وجود دختران جوان معصوم و متديّن كه شبها بالاخصّ در نزديكى صبح سجّاده‌هاى خود را پهن مىكنند و بر روى آن براى عبادت خداوند قيام و ركوع و سجود دارند . ميفرمودند : هيچ جا من به قدر اصفهان كثرت دختران متعبّد و متهجّد را نديده‌ام ؛ و نفوس طاهرهء ايشان ، در شبها فضاى اصفهان را به صورتى ديگر در مىآورد .

حفظ قبور علماء بالله و توسّل عامّهء مردم بدانها از وظائف حتميّه است

امّا افسوس كه نه تنها در اصفهان بلكه در شيراز و قم و سائر اماكن ، قبرستانها را خراب مىكنند . يعنى آب مىاندازند و درخت مىكارند و تبديل به باغ ملّى نموده و به صورت تفريحگاه در مىآورند ؛ با آنكه در اين اماكن ، نفوس طيّبه و طاهره‌اى از علماءِ كبار و حكماءِ عظام و عرفاى ذوى القدر و الاعتبار خفته‌اند كه ذكرشان و نامشان و اثر قبرشان و زيارت و ديدار قبورشان موجب رحمت و نزول نعمت است . اينها ذخائر علمى و حياتى و گنجينه‌هاى معنوى و روحى هستند كه
هامش
با كه گويم اندرين ره زنده كو * بهر آب زندگى پوينده كو آنچه من گفتم به قدر فهم تست * مُردم اندر حسرت فهم درسترَحِمَ اللهُ امرَأً سَمِعَ قَولى وَ عَمِلَ فَاهتَدَى بِهِ . به يقين بدانكه به نحو مذكور ، هر كه شروع در سلوك نمايد ، در مرحله‌اى كه اجل موعود رسد ، در زمرهءوَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِمحشور گردد . گر مرد رهى رهت نمودم .وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ .آنچه به خاطر بود به قلم آمد ، تا كه را به كار آيد .هر كس كه ز شهر آشنائى است * داند كه متاع ما كجائى استحاجى ره هدى به خدا غير عشق نيست . گفتيم : زور اين باده ندانى به خدا تا نچشى !وَ السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى. »