كتب و دفاتر مضبوط فرمودهاند ، و بِعبارَةٍ اخْرَى بنايم بر درايت است و مشاهده ، نه بر روايت و محاكات ، لهذا در اينجا فقط ميل داشتم دو قضيّهاى را كه براى أقوام بسيار نزديك ما از معجزات حضرت امام رضا عليه السّلام اتّفاق افتاده است بنگارم ، و دو قضيّهاى را كه از ثقاتِ أعلام و أعاظم از آيات و رجال شنيدهام . امّا دو قضيّهء مربوط به اقوام ، چون يك نفر از آنها للّه الحمد و له المنّة در قيد حيات است از ذكر آن خوددارى مىنمايم ، و فقط به حكايت حال آن ديگرى كه به رحمت خداوندى و اصل شده است اكتفا مىنمايم .
معجزهء حضرت امام رضا عليه السّلام در شفا دادن كور
يكى از ارحام بسيار قريب ما كه جوانى پر قدرت و با نشاط و زيبا و برومند بود و در بازار كاسبى ميكرد ، ناگهان مبتلا مىشود به عارضهء يك چشم كه ديد خود را از دست ميدهد ؛ و چند روزى ميگذرد و بهبود نمىيابد ؛ و مراجعه به أطبّاى سابق معروف طهران مثل دكتر حسن علوى و دكتر لشكرى و دكتر محسن زاده و دكتر ضرّابى و أمثالهم مىنمايد ، همگى متّفق القول ميگويند : در آخرين نقطهء زير چشم كه رگى خون را به چشم مىرساند به علّت انقباض و بسته شدن خون لكّهاى گير كرده است و رابطهء حياتى چشم را با تغذيهء خونى بريده است . و اين سكتهء چشمى است و ابداً قابل علاج و عمل نيست . در تمام دنيا هم به روى فائده ندارد . مطلب از اين قرار است كه براى تو گفتهايم ؛ مگر آنكه با احتمال و درصد بسيار كمى بواسطهء ترقيق خون ، آن لكّه از جاى خود حركت كند .
فلهذا او را از خوردن غذاهائى كه خون را كثيف مىكند مثل تخم مرغ و روغن و گوشت قرمز و امثالها منع كردند ، و قرصهاى رقّت خون به او دادند ، و مرتّباً داروها را استعمال ميكرد و ابداً فائدهاى نداشت . كم كم سه عارضه در او پديدار شد :
اوّل : چشم از حالت عادى و اوّليّه بر مىگشت و جمع و خميده مىشد و