تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
در آنگاه مرگ را در برابر چشمانم مشاهده كردم كه اينك است كه معده و رودهء من پاره پاره شود . بدون معطّلى در دكّان را بستم و به حضرت عبد العظيم عليه السّلام رفتم ، و خود را به ضريح چسباندم و گفتم : يا سَيِّدَ الْكَريم ! تو ميدانى كه من عائلهء سنگين دارم ، فقط شفاى خود را از تو ميخواهم . حالم بسيار منقلب بود . چون از حرم بيرون آمدم ، وسط صحن كنار حوض نشستم . ناگهان حال قِى و استفراغى به من دست داد ، چون قى كردم ديدم همهء آن ميخها در آن است .

بركات و كرامات مشهد امام رضا عليه السّلام پيوسته متّصل است

امّا قضاء حوائج مردم از حضرت امام رضا عليه السّلام از اندازه و حساب بيرون است . حقير بعضى از ارامنه را در طهران مىشناختم كه نذر امام رضا عليه السّلام ميكردند و خودشان به مشهد مشرّف مىشدند و گوسفند يا قاليچه و يا طلائى را كه نذر كرده بودند ادا مىنمودند . مرحوم محدّث قمّى ميفرمايد : « مؤلّف گويد : كه در كتب معجزات بخصوص كتاب « عُيون أخبار الرّضا عليه السّلام » تأليف شيخ صدوق عليه الرّحمة كرامات و معجزات بسيار براى روضهء مقدّسهء رضويّه على مشرِّفها السّلام ذكر شده كه ايرادش در اين مقام مناسب نيست ، با آنكه در هر زمان آن‌قدر ظاهر مىشود كه كسى محتاج به نقل وقايع گذشته نيست . » « 1 » و همچنين ميفرمايد : « فقير گويد : مبادا استبعاد كنى اين مطلب را ! همانا معجزات و كراماتى كه از اين مشاهد مشرّفه بروز كرده و به تواتر رسيده ، زياده از آنست كه إحصا شود . و در ماه شوّال گذشته سنهء هزار و سيصد و چهل و سه ( هجريّهء قمريّه ) در حرم مطهّر حضرت ثامنُ الائمّة الهُداة ، و ضامنُ الامّة العُصاة ، مولانا أبو الحسن علىّ بن موسى الرّضا صلواتُ الله عليه ، سه نفر
هامش
( 1 ) « هديّة الزّائرين » در فضيلت زيارت امام رضا عليه السّلام ، ص 284 و 285