جلاليّهء اوست مستجاب نمايد ، بايد در وهلهء اوّل خود اين مرد را از ميان بردارد ، چرا كه در درون خانه به زنش ظلم مىنمايد . امّا چون انسان هميشه به خويشتن خوش بين است ، ظلم خود را قبيح نميداند ، بلكه ظلم خود را ظلم نمىبيند ، آنگاه دعا براى رفع ظلم غير مىكند . اين گونه از دعا هم مستجاب نمىگردد ، زيرا كه مآلش به از ميان رفتن جميع ستمكاران از جمله خود اوست .
علّت سوّم : غالب خواستههاى مردم ، بر خلاف مصالح واقعيّهء آنان است
سوّم آنكه : دعاهاى مردم غالباً بر خلاف مصلحت آنهاست ؛ يعنى آنان روى انديشه و فكر خود چيزى را مىطلبند و بر آن اصرار دارند كه اگر بر آورده شود بر ضرر آنهاست ؛ ولى چون خودشان در پردهء حجاب واقعند و بر أسرار آگاه نيستند ، چنين تخيّل مىنمايند كه به منفعتشان است . مردم غالباً از مصالح و مفاسد معنوى و حقيقى غافلند ، و مصلحت و مفسده را بر اساس زياده روى در شهوات و تمتّع از لذائذ خسيسهء دنيويّه و اندوختن مال و ثروت و ما شابهها تصوّر مىكنند ؛ خواه موجب آرامش خيالشان بشود يا نشود ، و خواه روحشان را آزاد نگه بدارد و يا ندارد ، و يا نفسشان را در تعب بيفكند يا نيفكند ، و بطور كلّى خواه درجه و مقام علمى و قرب آنان را به خداوند بيفزايد و يا نيفزايد ؛ درحالىكه اين انديشه خلاف صلاحشان مىباشد .
چه بسا يك قاشق حلواى شيرين ، در بدنشان ايجاد سمّ كشنده بنمايد ؛ و چه بسا زيادى مال و زراندوزى ، آنان را به طغيان و سركشى درآورد ؛ و چه بسا صحّت مزاج ، ايشان را به غفلت و مَرَح و فخريّه بكشاند ؛ و چه بسا قدرت بدن و پهلوانى موجب به خاك در آوردن رقيب ، و موجب عُجب و خودپسندى آنها گردد ؛ و أمثال اين مثالها كه چه بسيار است . آنوقت در برابر به چنگ آوردن منفعتى قليل و موقّتى ، مضرّتى كثير و دائمى به آنها ميرسد و خودشان هم نميدانند . مسكينان دنبال لهو و لعب مىروند ، و چشم به لذّت زودگذر ميدوزند ، و از تعب و خستگى و درماندگى روحشان بدون اطّلاع مىباشند .