كلام حدّاد : حاجات مردم غالباً امور مادّى است ؛ همه مىگويند : وصلهاى به وصلههاى لباس ما اضافه كن !
حضرت حدّاد قدَّس الله سرَّه ميفرمود : من مىبينم در همهء حرمهاى مشرّفه مردم خود را به ضريح مىچسبانند و با التجا و گريه و دعا ميگويند : وَصْلهاى بر وصلههاى لباس پارهء ما اضافه كن تا سنگينتر شود . كسى نمىگويد : اين وصله را بگير از من تا من سبكتر شوم ، و لباسم سادهتر و لطيفتر شود !
حاجات مردم غالباً راجع به امور مادّى است گرچه مشروع باشد ، مثل ادا شدن قرض و بدست آمدن سرمايهء كسب و خريدن منزل و ازدواج دختر جوان و شفاى مريض و ميهمانى دادن در ماه رمضان و امثالها . و اينها خوب است در صورتى كه موجب قرب و تجرّد انسان گردد ، نه آنكه بر شخصيّت و أنانيّت وى افزوده كند و هستى او را تقويت نمايد ؛ زيرا اين تقويتِ هستى موجب سنگينى نفس و بُعد از راه خدا مىشود ؛ به خلاف آنكه اينها بايد موجب قرب و سبكى و انبساط نفس گردد .
عملى خوب و صلاحِ واقعى بشر است كه موجب قرب شود و نفس او را آزاد كند ، خواه توأم با منفعت طبعى و طبيعى باشد و يا نباشد . و به عبارت ديگر : مجموعهء انسان ، مجموعهاى مانند حيوان و نبات و جماد نيست كه فقط پيكرش ملحوظ باشد و بس . انسان داراى نفس ناطقه و قابليّتِ ارتقاء به أعلى علّيّين است . و در اين صورت اگر به آن پيكر فقط دلخوش باشد بسى زيان كرده است ، و حقيقت وجودى و ثمرهء حياتى خود را به ثمن بَخْسى فروخته ، و در ميدان بازى اين دنيا محروم مانده است .
در مثل اين فروض اگر امامان بخواهند حاجات همه را برآورند و دعاى همه را مستجاب گردانند ، بر خلاف مصلحت ايشان مَشْى نمودهاند . امامان مُصلح عالم بشريّتاند . حكم طبيب را دارند كه به بيمار غذا و دواى تلخ و أحياناً عمليّهء جرّاحى و سوزن و پرهيز و گرسنگى ميدهد . عاقلان ميدانند و از دستور طبيب سرپيچى نمىكنند ؛ ولى جاهلان و شهوت پرستان ، يا أطفال