تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
مُنحاز و منفكّ ، اين خواسته‌ها را در عالم خارج متحقّق سازند . بلكه به معنى اينست كه : در خارج يك اراده و اختيار و مشيّت بيش نيست ، و آن اراده و اختيار و مشيّت خداست و بس . و جميع مردمِ محجوب و نابينا و چشم دردداران و رَمَدآلودگان كه عالم را متفرّق و پاره پاره مىنگرند و جدا جدا و گسيخته از هم مشاهده مىنمايند ، نسبت به هر فرد و يكايك موجودات ، هستى مستقلّ و اراده و علم و قدرت و حيات مستقلّ قائل مىباشند ؛ امّا براى خصوص اين افراد كه از خواب غفلت بيدار شده ، و از مستى طبعى و طبيعى و شهودى و غضبى و وهمى به هوش آمده ، و چشمان رمددار را با سرمهء حقيقت‌نگرى مُكَحَّل نموده‌اند ، مطلب چنين هويدا و مشهود گرديده است كه : لا مُؤَثِّرَ فِى الْوُجودِ إلّا اللهُ ، وَ لا عالِمَ فى الْوُجودِ إلّا اللهُ ، وَ لا قادِرَ فى الْوُجودِ إلّا اللهُ ، وَ لا حَىَّ فى الْوُجودِ إلّا اللهُ ، وَ لا ذاتَ مُسْتَقِلَّةً فى الْوُجودِ إلّا اللهُ . روى اين اساس كه تمام اختيار و اراده و علم و قدرتشان عين اختيار و اراده و علم و قدرت خداست ، تمام موجودات از سِفلى گرفته تا عِلوى ، و از مُلكى تا مَلَكوتى ، و از جسمى تا روحى ، و از ظاهرى تا باطنى ، و از دنيوى تا اخروى ، و در موجودات عالم طبع و طبيعت از هيولاى أوّليّه تا آخرين نقطهء فعليّت و كمال ، هر چه هست و شده است و خواهد شد ، همه و همه مخلوقات و مقدورات و معلومات خود اينهاست . چون بنا به فرض ، همه مخلوقات خداست و بس ؛ و در اين مرحله از ولايت ، غير از خدا چيزى متصوَّر نيست . اينها نيست‌اند ، و خداوند هست است ؛ و هستىِ محض در مقام نيستىِ محض است .
يكى قطره باران ز ابرى چكيد * خجل شد چو پهناى دريا بديد كه جائى كه درياست من كيستم ؟ * گر او هست حقّا كه من نيستم