« و بندگانى كه به خداوند رحمن نسبت دارند ، كسانى مىباشند كه در روى زمين به نرمى و آرامى و سبكى راه ميروند ، و در وقتىكه مردمان جاهل با ايشان مخاطبه و مواجهه داشته باشند ، با مسالمت و سلامتى در ميگذرند . »
تا ميرسد به اينجا كه ميفرمايد :
وَ الَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً .
« 1 »
« و كسانى مىباشند كه در محلّهاى باطل و ناحقّ حضور بهم نميرسانند . و چون عبور و مرورشان به امر لغو و بيهوده و غلط بيفتد ، بزرگوارانه و كريمانه عبور و مرور مىكنند . »
ما در قرآن مجيد داريم كه :
لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ
. « 2 »
« شما هيچگاه به نيكى و خوبى نخواهيد رسيد مگر آن وقتىكه از آنچه را كه دوست ميداريد ، در سبيل وصول بدان نيكى انفاق كنيد ! » رسيدن به لقاى أحديّت و مشاهدهء جمال و جلال أزلى كه بهترين اقسام بِرّ و نيكوئى است ، البتّه و البتّه ميسور نخواهد شد مگر آنكه در راه وصول بدين هدف أعلى و مقصد أسنى ، سالك راه خدا از آنچه را كه دوست دارد صرف نظر كند و انفاق نمايد .
دعوا كردن و شتم و ناسزا دادنِ ناسزاگو و شَتّام و سَبّاب ، از غرائز طبيعى انسان است . طبعاً هر كس ميخواهد حقّ خود را اثبات كند ، و در مقام سزا و پاداش دشنام دهنده برآيد ؛ و ليكن اين خواستها همه ناشى از ميول نفسانيّه است ، و تا انسان از ميل نفس و آثار نفس نگذرد به ماوراء نفس نخواهد رسيد . تجرّد از هوى و هوس ، تجرّد از ميول نفسانيّه است ؛ و با اصرار و ابرام در مشتهيات نفسانيّه و لذائذ طبيعيّه و انغمار در شهوات حيوانيّه و أوهام شيطانيّه و غضبهاى سَبُعيّه ، محال است انسان به مقام تجرّد برسد .
هامش
( 1 ) آيه 72 ، از سورهء 25 : الفرقان
( 2 ) صدر آيه 92 ، از سورهء 3 : ءَال عمران