احتياط را پيشهء خود ساز . و از فتوى دادن بپرهيز همانطور كه از شير درنده فرار ميكنى ؛ و گردن خود را جِسر و پل عبور براى مردم قرار نده .
اى پدر بندهء خدا ( أبا عبد الله ) ديگر برخيز از نزد من ! چرا كه تحقيقاً براى تو خير خواهى كردم ؛ و ذِكر و وِرد مرا بر من فاسد مكن ، زيرا كه من مردى هستم كه روى گذشت عمر و ساعات زندگى حساب دارم ، و نگرانم از آنكه مقدارى از آن بيهوده تلف شود . و تمام مراتب سلام و سلامت خداوند براى آن كسى باد كه از هدايت پيروى مىكند ، و متابعت از پيمودن طريق مستقيم مىنمايد . »
با توجّه دقيق به مطالبى كه در اين حديث مباركُ المراد و عظيم المُفاد وارد است ، معلوم مىشود كه : در چه اوج بلندى تعليمات آيةُ الحقّ و العِرفان و سندُ التَّحقيق و الإيقان و عِمادُ البَصيرة و البُرهان : حاج سيّد على قاضى قَدّس الله تربتَه الزّكيّه استوار بوده است .
درست در راه إعراض از غَرَضورزى ، و حسّ انتقامجوئى ، و كسر صولت نفس امّاره ، و پيدا شدن دريچه و روزنه به عالم معنى و تجرّد و ملكوت ، و بالاخره براى عرفان ذات حقّ تعالى ، و اندكاك هستى مجازى عاريتى در هستى مطلق و وجود بَحت و صِرف سرمدى و أزلى و أبدى و لا يتناهى ذات اقدسش ، اين دستورات را ميداده است . چرا كه روايت عنوان بصرى حقّاً بايد در شرح و تفصيل آن كتابها نوشته شود ، گرچه نوشته هم شده است امّا با عنوان شرح و به نام شرح روايت عنوان بصرى نيامده است . مگر كتاب ارزشمند و عاليقدر « إحيآءُ الإحيآءِ » فيض كاشانى كه به نام « المَحَجّةُ البَيضآء » است ، و يا « جامعُ السّعادات » حاج ملّا مهدى نراقى جدّ بزرگوار ما ، و يا كتاب « عُدّة الدّاعى » و غيرها ، بالحمل الشّائع الصّناعى غير از شرح و تفصيل اين مطالب ارزشمند است ؟ !
حضرت صادق در اين روايت استشهاد به آيه مباركه ميفرمايند كه :
تِلْكَ *