اين ، جمع ميان متناقضين است . تجرّد يعنى تجرّد از نفس و آثار نفسانيّه ؛ و اصرار بر مشتهيات آن يعنى اصرار بر ابقاء نفس و آثار نفسانيّه . و اين دو كاملًا در دو جهت متعاكس واقعاند . بايد از خواهشهاى نفسانى رفع يد كرد تا جمال عالمآراى ماوراء نفس متجلّى گردد .
حضرت آقا حاج سيّد هاشم حدّاد بسيارى از كارهاى نيكو را از حظوظ نفسانيّه مىشمردند ، چون نفس از آن لذّت مىبرد
حضرت آقا حاج سيّد هاشم بسيارى از كارهاى نيكو را از حظوظ نفسانيّه مىشمردند ، چون نفس . . .
ميفرمودند : غالباً مجالسى را كه بعضى از سالكين تشكيل ميدهند و در آنها شعر ميخوانند ، از حظوظ نفس است ؛ گرچه لذّت معنوى برند ، امّا حظّ نفس است . بسيارى از اذكار و اوراد را مردم براى أغراض نفسانى و حظوظ آن بجاى مىآورند .
قرآنى را كه تلاوت مىكنند ، اگر به زيبائى جلد و ورق و خطّ توجّه داشته باشند ، و يا بر روى رَحل مشبّك بخوانند و آن رحل مؤثّر در حالت قرائتشان باشد ، حظوظ نفس است . سجّادهء ساده و سفيد مطلوب است ؛ سجّادههاى زيبا و منقّش و ملوّن ، حظوظ نفس است . تربت سيّد الشّهداء عليه السّلام اگر به صورت مُهرهاى معمولى گرچه ناصاف باشد ، تربت است ؛ ولى اگر صاف بودن آن مدّ نظر گرفته شود حظوظ نفس است ؛ و بايد درست ملاحظه كرد كه شيطان تا به كجا دائرهء مأموريّت خود را توسعه داده ، و در سجده گاه مؤمن شيعه آن هم بر روى تربت پاك آن زمين مقدّس ، دوست دارد اثر خود را بجاى گذارد . تسبيحهاى زيبا كه در ذكر انسان مؤثّر است ، همگى حظوظ نفس است ؛ و هكذا عِمامه و عبا و رِدا و غيرها از آن چيزهائى كه در عبادت و نماز و دعا و زيارت و تلاوت و ذكر و ورد مؤمن مؤثّر باشد .
ميفرمودند : خواستن خوابها و رؤياهاى معنوى و روحانى ، از حظوظ نفس است . طلبيدن مكاشفات و اتّصال با عالم غيب و اطّلاع بر ضمائر و عبور