تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
از آب و هوا و آتش و تصرّف در موادّ كائنات و شفا دادن مريضان ، همگى حظوظ نفس‌اند .

حاج سيّد هاشم : مردم چرا مكاشفه مىخواهند ؟ عالَم سراسرش مكاشفه است

ميفرمودند : من تعجّب ميكنم از اين دسته از سالكين كه مكاشفه ميخواهند ! چشم باز كنند ، همهء اين عالم مكاشفات است . مكاشفه تنها ديدن صورت در زاويه به صورت خاصّ يا حالت استثنائى نيست ؛ هر چه كشف از اراده و اختيار و علم و قدرت و حيات حضرت حقّ كند مكاشفه است . چشم باز كن و بنگر كه اين عالم خارج ، هر ذرّه‌اش مكاشفه است ، و حاوى عجائب و غرائب كه فكر را به منتهاى آن دسترس نيست . اگر كسى در راه سير و سلوك و بطور كلّى غير از اين راه ، غير از خدا چيزى را بخواهد ، خداوند را نخواسته است ؛ و همان خواست او كه نفسانى است مانع از وصول وى به ذات اقدس حقّ خواهد شد . اگر بهشت بخواهى و يا حوريّه و غِلمان بطلبى ، خدا را طلب ننموده‌اى ! اگر مقامات و درجات بخواهى ، ممكنست خداوند به تو مرحمت كند ، ولى خداى را نخواسته‌اى و در همان مقام و درجه ميخكوب شده‌اى ، و ارتقاء از آن درجه براى تو محال است . چون خودت نخواسته‌اى و نطلبيده‌اى ! اگر جبرئيل فى المثل نزد تو آيد و بگويد : هر چه ميخواهى بخواه ! از درجات و مقامات و سيطرهء بر جنّت و جحيم و خُلَّت حضرت ابراهيم و مقام شفاعت كبراى محمّد صلّى الله عليه و آله و سلّم و محبّت آن پيامبر عظيم را ، تو بگو : من بنده‌ام . بنده خواست ندارد . خداى من براى من هر چه بخواهد آن مطلوب است . من اگر بخواهم به همين مقدار خواست كه مال من است و متعلّق به من است از ساحت عبوديّت خود قدم بيرون نهاده‌ام ، و گام در ساحت عِزّ ربوبى نهاده‌ام ؛ چرا كه خواست و اختيار اختصاص به او دارد .
وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحانَ اللَّهِ وَ