ميرفتند .
امّ مهدىّ كه للّه الحمد اينك هم در حال حيات است ، زنى پاك و زحمتكش و با محبّت و فداكار ، و از اعراب اصيل و نجيب و شجاع و مهماندوست و بدون نفاق بود . به قدرى اين زن پاك و ساده و بى غلّ و غشّ است كه انسان در شگفت مىآيد .
كيفيّت بيتوتهء حاج سيّد هاشم و امّ مهدى در بالاى بام
امّ مهدىّ به اهل بيت ما گفته بود : سيّد هاشم مرا با خود از كربلا آورده است ، و چنان وانموده است كه نزد ايرانيان ، خوابيدن مردها و زنهايشان شبها با همديگر گرچه ميهمان باشند قبيح نيست . ( بخلاف رسوم اعراب كه اين كار را زشت ميدانند ؛ و محال است مردى با زنش كه ميهمان باشند اعمّ از سفر و حَضَر با هم بيتوته كنند ؛ مرد در بيرونى نزد مردها ، و زن در اندرونى نزد زنها ميخوابد . )
بنابراين ما با هم شبها را بر روى بام ميرويم ، و سيّد هاشم در اوّل خواب گويا مرا گول مىزند و ميخواباند ، آنوقت خودش ميرود در گوشهء بام تا به صبح يا نماز ميخواند ، و يا همينطور متفكّر و ساكت رو به قبله مىنشيند .
اوّل اذان صبح در منزل اذان داده مىشد و ايشان از بام به زير مىآمدند و نماز را به جماعت ايشان بجاى مىآورديم . و در نمازهاى مغرب ، سورههاى كوچك و در عشاء و صبح سورههاى بزرگتر را قرائت مىنمودند .
مسافرت حاج سيّد هاشم حدّاد از طهران به همدان
چند روزى كه در طهران بدين منوال سپرى شد ، رفقاى همدانى از معظّمٌ له دعوت نمودند تا چند روزى به همدان تشريف بياورند . ايشان هم اجابت نموده با آنها بوسيلهء اتوبوس به همدان وارد شدند ، و بنده هم در خدمتشان بودم .