قبرها و طلب غفران نمودن ، و شايد نيم ساعت تمام طول كشيد كه براى مدفونين آنجا طلب مغفرت ميكردند .
در ميان قبرها كه مىگشتند ، بنده با ايشان تنها در جلو بودم و بقيّهء رفقا به فاصلهاى از پشت مىآمدند ؛ حضرت آقا به من فرمودند : ما شنيده بوديم كه مرحوم انصارى بدين قبرستان سر مزار مرحوم حاج شيخ محمّد بهارى زياد مىآمده است ، و چه بسا از همدان - كه تا بهار دو فرسخ است - پياده مىآمده است . اين آمدنها براى جلب روحانيّت و استمداد از روح او بايد بوده باشد ؛ اينك معلوم شد : مرحوم بهارى آن مقدار درجهاى را نداشته است كه مرحوم انصارى از روح او استمداد كند و گمشدهء خود را بجويد ؛ مرحوم انصارى پى من مىگشته است ، و براى استشمام اين بو ، در اين ساعت و در اين مكان ، اين راه را طىّ مىنموده است .
ثبوت اين مطلب كه شيخ محمّد بهارى از زائرين خود پذيرائى مىكند
على كلّ تقدير ، آن روز روز عجيبى بود ؛ دو عدد مينىبوس سالكان پير و كهنسالِ راه رفته در دنبال حضرت آقا منظرهء عجيبى معنوى و روحانى به قبرستان داده بودند . و معروف و مشهور است كه شيخ محمّد بهارى از زائرين قبر خود پذيرائى مىكند .
حقير اين مطلب را امتحان كردهام . و در ساليان متمادى چه در حيات مرحوم انصارى و چه در مماتشان كه به همدان زياد تردّد داشتهام ، هر وقت بر مزار مرحوم شيخ آمدهام به گونهاى خاصّ پذيرائى فرموده است . بسيارى از دوستان هم مدّعى اين واقعيّت مىباشند .
و ليكن در آن روز پذيرائى شيخ از حضرت آقا بطورى بود كه تقريباً تمام بهار همدان را فرا گرفت ، و مرد و زن به قبرستان روى آوردند .
روز بى سابقهاى بر مزار حاج شيخ محمّد بهارى أعلى اللهُ مقامَه
حقير پس از گردش ميان قبور ، با حضرت آقا در ضلع شمالى قبرستان پاى ديوار روى زمين نشستيم تا قدرى استراحت نموده و با رفقا به شهر