تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
شيرازى از شيراز ، و رفقاى اصفهانى از اصفهان ، و رفقاى همدانى از همدان ، و دوستان قمّى از قم ، همگى به طهران آمدند ؛ و هر روز تا شب از محضرشان بهرمند بودند . و إنصافاً مجالس گرم و توحيدى غريبى بود كه آثار توحيد در سيماى حضّار منعكس مىشد .

شرح توقّف دوماههء آقا حاج سيّد هاشم در ايران

حضرت آقا غالباً ساكت بودند ، مگر مستقيماً كسى از ايشان چيزى را سؤال نمايد ، كه هميشه جوابشان مختصر و موجز و مفيد بود . موقع ظهر نماز را بجاى مىآوردند ، و در تمام اوقات ايشان امام بودند ، به استثناى بعضى اوقاتى كه شخص غريبى احياناً در مجلس بود كه در اين صورت به بنده ميفرمودند تا امامت نمايم ؛ زيرا ايشان در حفظ ظواهر شرع بقدرى دقيق بودند كه محال مىنمود از نظرشان چيزى فوت گردد . و پس از نماز ، طعام داده مىشد ، و برخى از رفقا براى استراحت به سرداب زير ميرفتند ، و برخى در همان اطاق با آقا استراحت مىنمودند . گرچه درها از دو طرف پيوسته باز بود ، ولى چون موسم تابستان بود و هوا گرم ، و كولر و پنكه هم در منزل نداشتيم و يخچال هم نبود ، فلهذا از جهت گرما ، به ايشان شايد سخت گذشته باشد . ولى سيّد هاشمى كه يك عمر پاى كورهء آهنگرى ، در هواى گرم كربلا آهن تافته را كوبيده است ، و خود كوره را برافروخته است ، كجا بدين مسائل اهمّيّت ميدهد ؛ بخصوص كه طبيعت آن بزرگ مرد به قدرى عفيف و نجيب بود كه در شديدترين مشكلات نفسى و روحى محال بود لب بگشايد و از درونش كسى مطّلع گردد ؛ و دربارهء اين خصوصيّتِ ايشان قضايا و حكاياتى دارم كه اگر بخواهم بيان كنم از وضع اين رساله بيرون مىروم ، فلهذا بدين مقدار اجمالًا قناعت شد . عصرها نيز جمعى به محضرشان ميرسيدند ، ولى فرموده بودند كه شبها مجال ملاقات ندارند . فلهذا بعد از نماز مغرب و عشاء و بلافاصله خوردن قدرى شام ، مجلس تعطيل مىشد ، و ايشان با امّ مهدى براى استراحت به بام
روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 153 | السيد محمد حسين الطهراني