اين روايت به الفاظ و عبارات مختلف نقل شده است . و به اين صورت نيز آمده : « قومى كه زن تكيه گاه و متولّى امور آنها باشد ، هرگز رستگار و موّفق نخواهد بود » . و در « تحف العقول » « 1 » به عين اين روايت را نقل كرده . ولى در « بحار » وقتى كه از « تحف العقول » نقل مىكند ، بجاى لفظ « أسنَدوا » لفظ « أسدَوْا » را آورده است . « 2 »
در « نهايه » ابن اثير در مادّه « قيم » حديث را به اين صورت نقل نموده : « قومى كه قيّم آنها زن است ، رستگارى نخواهد ديد » . « 3 »
و در حاشيه « نهايه » از هروى و « لسان » بجاى لفظ « قيّمهم » لفظ « قيّمتهم » آمده است . « 4 »
و در « جواهر » مذكور است : « روى صلاح و سعادت نبيند آن قومى كه زن ولىّ آنها باشد » . « 5 »
و در « مستند » است : « به صلاح نرسد قومى كه زنى ولىّ آنها باشد » . « 6 » « 7 » ناگفته نماند كه اين حديث نزد عامّه مشهور و مستفيض است ، و آن را در كتب تفسير و حديث و تاريخ و سيره خود آوردهاند .
هامش
( 1 ) « تحفالعقول » چاپ حيدرى ص 35 .
( 2 ) « بحارالانوار » چاپ جديد ج 77 ص 138 .
( 3 ) « نهايه » ج 4 ص 135 .
( 4 ) « نهايه » ج 4 ص 135 .
( 5 ) « جواهر » كتاب « قضاء » ص 2 چاپ ملفّق .
( 6 ) « مستند » ج 2 كتاب « قضاء » ص 519 .
( 7 ) در « كنز العمّال » ج 6 ، ص 11 ( حديث 94 ) اين خبر را به بخارى نسبت ميدهد . همچنين ترمذى ، ابنماجه ، احمد حنبل نيز روايت كردهاند و تمامى آنها از ابىبكره نقل نمودهاند كه پيغمبر فرمود : « رستگار نخواهد شد قومى كه كارش را به دست زن بسپارد » . و نيز در ج 6 ص 15 ( حديث 137 ) به ابى شيبه نسبت داده كه اين روايت را از ابى بكره نقل كرده است .