« كسانى كه در راه ما سعى و مجاهده كنند ، راههاى وصول به خودمان را نشانشان خواهيم داد . و البتّه خداوند با نيكوكاران است « 1 » . »
7 - سيّد رضى ( ره ) در « نهجالبلاغه » در ضمن عهدنامهاى كه أمير المؤمنين عليه السّلام به مالك اشتر دادند و او را براى حكومت مصر روانه نمودند آورده است كه حضرت فرمودند :
« براى حكومت بين مردم بهترين فردى را انتخاب كن كه كارها بر او تنگ نيايد ، خُصومت او را بستوه نياورد و در لغزش فرو نرود ، و بازگشت به حقّ وقتى آن را شناخت بر وى سخت نباشد . و خويشتن را به طمع آلوده نسازد ، و در قضاوت به فهم ابتدائى به جاى ژرف نگرى كفايت نكند . در شبهات از همه تأمّل كنندهتر و به دلائل و حجّتها متمسّكتر باشد . و از مراجعه افراد براى خصومت اظهار خستگى و ناراحتى نكند ، و بر كشف امور صبورتر ، و در اجراى حكم سازش ناپذيرتر باشد . كسى كه به واسطهء پرگوئىها دچار احساسات نشود ، و اينان بسيار كماند » . « 2 »
8 - سيّد هاشم بحرانى در « غايةالمرام » از شيخ در « مجالس » نقل مىكند كه فرمود : جماعتى براى ما نقل كردهاند از أبى المفضّل ، از أبو العبّاس أحمد بن سعيد بن عبد الرّحمن همدانى در كوفه ، از محمّد بن مفضّل بن ابراهيم بن قيس أشعرى ، از علىّ بن حسّان واسطى ، از عبد الرّحمن بن كثير ، از جعفر بن محمّد ، از پدرش ، از جَدّش علىّ بن حسين عليهم السّلام كه فرمود : « زمانى كه امام حسن مجتبى عليه السّلام تصميم گرفت با معاويه صلح كند ، به ملاقات معاويه رفت . چون با هم گرد آمدند ، معاويه برخاست و خطبه خواند . سپس امام حسن مجتبى عليه السّلام
هامش
( 1 ) « منية المريد » ص 8 .
( 2 ) « نهج البلاغه » باب رسائل ، ص 94 .