از اهل كتاب افرادى هستند عامّى كه اطّلاعى از كتاب ندارند » در جواب سؤال كنندهاى كه علّت فرق بين عوام يهود و عوام ما را از آن حضرت پرسش نموده چنين نقل مىكند : « امّا از فقهاء آنكس كه نگهدار نفس امّاره ، نگهبان دين خود ، مخالف بر هواى نفس ، مطيع امر مولاى خود باشد عوام را سزاوار است كه از او تقليد نمايند .
و اين كس جز بعضى از فقهاء شيعه - نه همگى آنان - نمىباشد . و امّا كسى كه مرتكب زشتىهاى فسّاقِ عامّه و اهل خلاف باشد ، هرگز از او چيزى را قبول ننمائيد ، تا آخر حديث » . « 1 »
و اين روايت داراى لطائف و دقائقى است ، و حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام در اين روايت مطالب نفيسى در تفسير آيه شريفه بيان فرمودهاند . و شيخ انصارى در كتاب « رسائل » همه آن را ذكر نكرده ، بلكه به همان مقدار كلام حضرت صادق عليه السّلام در جواب سائل اكتفاء نموده است .
و تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه السّلام ، گرچه داراى مطالب غير حقّ و متناقض است ، كه نمىتوان آن را منسوب به عالِمى دانست ، چه رسد به اينكه از آن حضرت باشد ، ولى بعضى از مطالب آن در كمال متانت و دقّت است ، مانند اين روايت شريف .
و شيخ اعتراف نموده ، اين خبر شريف كه آثار صدق از آن پيداست ، بر جواز قبول قول كسى كه به دورى و پرهيز از دروغ شناخته شده ، دلالت مىكند . گرچه ظاهرش عدالت و حتّى بيش از آن را معتبر ميداند .
و مرحوم آية الله سيّد باشد محمّد كاظم يزدى رحمه الله عليه در « عُروه » ميفرمايد : مفتى علاوه بر عدالت بايد از دنيا گردان باشد ، و مُقبل بر آن نباشد ، و در تحصيل آن مُجِدّ نباشد . خود را بر دنيا نينداخته ، از پيوستن بدان بپرهيزد . وى به همين حديث
هامش
( 1 ) « احتجاج » چاپ نجف ، ص 263 تا 265 .